{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست بردار از سرم ای غم برو جای دگر

دست بردار از سرم ای غم برو جای دگر
من که یک عمری تورا مهمان خود پنداشتم
بنگر این حال مرا دیگر چه میخواهی زمن
یک زمان من هم دلی، آرام جانی داشتم

‌‎‎‌‌‌‎‌‌‌‎‎‌ ‌‎‎‌‌‌‎‌‌‌‎‎‌
دیدگاه ها (۱)

چه خیاط ماهریست دنیا،دل هیچکسی را برایم تنگ ندوخت....

رژلب

#حکایت_قدیمی در زمانهای قدیم یک روستائی جل و پلاسش را برداشت...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط