{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به راستی

به راستی
از کنج تاریک کدامین دخمه ی نمور
به تازیانه پیچیدیم
و زخم کدامین التماس
بر پیکرمان خشکید
که هویتمان را با دروغ و....
پشت در پشت
کم رنگ و سایه وار
بر حسرت خورشید
تنهائیمان را گریستیم و
بر درد باریدیم
به راستی
ما کجای تاریخ را
بی هوا
به تازیانه پیچیدیم..............
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

چه شیرین است زهر انتظاری که بنشید به دل امیدواری..............

دیوار کودکیم کوتاه بودو تمنایش بلند

در مسلخ برگ داغ پاییز خوش استمجنون صفتی را درد لبریز خوش است...

پاییز پُر ازوسوسه ی تنهائی استپاییز پریشانیبغض آلوده ی رسوائ...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط