تکپارتی درخواستی از سانزو
تکپارتی درخواستی از سانزو
موضوع:اعتراففف
لالالا
§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§
اسم شما:لارا
لارا یه دختری بود که یه روز خیلی عادی داشت موتور سواری میکرد که یهو با اعضای بونتن برخورد کرد و خیلی عادی گفت:شما کی هستین؟
مایکی:😐
سانزو:یعنی تو... بونتن رو نمیشناسی؟
لارا:نه ولی همسایه هام میگفتن اون گروه دیوونن
سانزو:و تو نمیترسی؟
لارا:شاید...چون خودم خطرناک ترین دختر اینجام..لارا
سانزو:راس میگه؟
مایکی: آره و ما خیلی وقت دنبالت بودیم باید عضو بونتن بشی
لارا:هممم...باش
و به همیننن سادگی رفت بونتن و چون اونجا اتاق کم بود باید با سانزو تو یه اتاق میخوابید 😃
.......................................................
لارا پامیشه
لارا:تو چرا هنوز نخوابیدی؟
سانزو:...(داره فکر میکنه)
لارا:الووو..
سانزو:چته؟
لارا:هیچی😁😊
سانزو بلند میشه میره سمت لارا و..........یهو محکم بغلش میکنه🥹🥹🥹🥹🎀🎀🎀✨✨✨😭😭😭😭😭وی خون مماخ میشود🤧
لارا:ها؟...
سانزو:...(محکم تر بغلش میکنه)
یه دو دیقه دیگه🗿
سانزو لارا رو ول میکنه
لارا:چیزی شده؟؟؟
سانزو:اره...
لارا:چی؟
سانزو:..من از تو خوشم میاد..
لارا:به نظر منم تو خیلی باحالی😁
سانزو:این چه ربطی داشت؟
لارا:خب یعنی منم دوست دارم
و سانزو گرفت بوسیدش و اره دیگه اونا تا اید به خوبی و خوشی زندگی کردن🗿🤧
چطور شد؟
موضوع:اعتراففف
لالالا
§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§
اسم شما:لارا
لارا یه دختری بود که یه روز خیلی عادی داشت موتور سواری میکرد که یهو با اعضای بونتن برخورد کرد و خیلی عادی گفت:شما کی هستین؟
مایکی:😐
سانزو:یعنی تو... بونتن رو نمیشناسی؟
لارا:نه ولی همسایه هام میگفتن اون گروه دیوونن
سانزو:و تو نمیترسی؟
لارا:شاید...چون خودم خطرناک ترین دختر اینجام..لارا
سانزو:راس میگه؟
مایکی: آره و ما خیلی وقت دنبالت بودیم باید عضو بونتن بشی
لارا:هممم...باش
و به همیننن سادگی رفت بونتن و چون اونجا اتاق کم بود باید با سانزو تو یه اتاق میخوابید 😃
.......................................................
لارا پامیشه
لارا:تو چرا هنوز نخوابیدی؟
سانزو:...(داره فکر میکنه)
لارا:الووو..
سانزو:چته؟
لارا:هیچی😁😊
سانزو بلند میشه میره سمت لارا و..........یهو محکم بغلش میکنه🥹🥹🥹🥹🎀🎀🎀✨✨✨😭😭😭😭😭وی خون مماخ میشود🤧
لارا:ها؟...
سانزو:...(محکم تر بغلش میکنه)
یه دو دیقه دیگه🗿
سانزو لارا رو ول میکنه
لارا:چیزی شده؟؟؟
سانزو:اره...
لارا:چی؟
سانزو:..من از تو خوشم میاد..
لارا:به نظر منم تو خیلی باحالی😁
سانزو:این چه ربطی داشت؟
لارا:خب یعنی منم دوست دارم
و سانزو گرفت بوسیدش و اره دیگه اونا تا اید به خوبی و خوشی زندگی کردن🗿🤧
چطور شد؟
- ۵۵۹
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط