{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ...

Part:16. #ریاست.عشق




£ بهشون شک وارد شده بیشتر مراقبش باشد و غذا مقوی بهش بدید
من دیگه می رم اگه چیزی شد بهم خبر بدید

&بله

اجوما تا دم در با دکتر رفت و من بالا سر ات بودم دکتر بهش سرم وصل کرده بود و تبش پایین اومده بود ولی بازم می لرزید


رفتم و از تو آشپز خونه به ظرف آب و یه حوله آوردم و حوله خیس و رو سرش گذاشتم

فلش بک به فردا شب

ویو ات

با سردرد چشمام باز کردم که دیدم جونگکوک کنارم خوابش برده
با یاد آوری اتفاقی که برام افتاد تنم لرزید که دیدم جونگکوک بیدار شد

_حالت خوبه کی بهوش اومدی سرت درد نمی کنه(نگران)

+خوبم تو چرا اینجا خوابت برده

_پیش تو بودم خوابم برد
حتما گشنته بزار برم برات سوپ بیارم

+عا ممنون نمی خواد

_یعنی چی نمی خواد دوروزه چیزی نخوردی


بعد چند دقیقه با به سینی سوپ اومدو سینی رو گذاشت کنارم
سرمو پایین آوردم که حوله رو سرم افتاد پایین
و..
دیدگاه ها (۰)

Part:17. #ریاست.عشقکه اونم همزمان حوله...

Part :18. #ریاست.عشقاسم تهیونگ سر...

Part:15. #ریاست.عشقکه نگاهم رف...

Part:14. #ریاست.عشق+ساعت ...

ددی جئون جونگکوک: ات بیهوش بود گذاشتمش روی تخت رفتم به دکتر ...

☆رانداخر☆part 12ات: عالیییییییجونگکوک: منظورم این. بود که بچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط