{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق را به مدرسه بردند تا کتک بزنند.

عشق را به مدرسه بردند تا کتک بزنند.
تنها دوست عشق در مدرسه ، درس هندسه بود.
از شيميی فقط زاج سبز به يادش ماند و از فيزيک هرگز هيچ نفهميد.
عشق را به دانشگاه بردند تا کافر شود.
وقتی دکتر شد مادرش مرده بود.
به جای گريه کردن منطق خواند ... نتيجه از صغری ها و کبری ها
درد بی دليلی شد در دل عشق.
ميل به برگشتن داشت.
از هر کوچه ای که می رفت به خانه ی مادريش نرسيد.
وقتی فيلسوف شد به سوی هر گلی که رفت آن گل پژمرد.
عشق خدا را می خواست.
واز هر طرف که می رفت به صورت خود بر می خورد.
عشق را در برابر آيينه بردند تا خود را به ياد آورد.
در آيينه ، 
کودک پيری می گريست...
<<حسین پناهی - تاتر چیزی شبیه زندگی 
www.karaketab.com
دیدگاه ها (۴)

چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهاییاما سال‌ها طول می‌کشد تا این ...

گُل مـــاه تولد شمــا چیست؟فروردین گل رزگاهی بدون فکر قبلی ک...

ﻧﺒﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﮐﺲ ﺩﻝﻧﺒﺴﺘﻪ ﮐﺲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﻝﭼﻮ ﺗﺨﺘﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺑﺮ ﻣﻮﺝﺭﻫﺎ ﺭﻫﺎ...

ﻓﺮﻳﺪﻭﻥ ﻣﺸﻴﺮىپشت این نقاب خندهپشت این نگاه شادچهره خموش مرد د...

عشق را به مدرسه بردند تا کتک بزنند. تنها دوست عشق در مدرسه، ...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بعضی نام‌ها با رفتن تمام نمی‌شوند؛در قاب عکس‌ها در سکوت شب‌ه...

♦️همسر حدادعادل: پوتین به یکی از مسئولان ما گفته بود شما قدر...

♨️ردپایی از کشتی‌ها در مسیر هرمز نیست🔹تصاویر ماهواره‌ای منتش...

♨️سخنگوی سپاه پاسداران: تنگه هرمز نه تنها باز نیست، بلکه شکا...

♨️وزیر خارجه عراق: نیروهای آمریکایی به طور کامل از عراق خارج...

♨️فواد ایزدی،استاد دانشگاه تهران:🔹وقتی رئیس‌جمهور ایران را م...

الحق که احمقی خیلی احمقی کهفکر میکنی ترامپ حرومزاده جنایتکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط