{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مانند سیگار

مانند سیگار
مانده ام میان دو انگشت روزگار لعنتی
نه مرا میکشد
نه خاموشم میکند
فراموش کرده که دٱرم مےسوزم
دیدگاه ها (۱)

پسَـــر ،کِــ باشــے نمــے تونــے دَردِتــو راحـَتــ بِگــے ...

✘✘✘لــعــنــت بــه تــو ای روزگــار...امـشــب خــرگــوشــی ا...

به هر کس "نیکی" کنیاو را "ساخته ای"و به هر کس "بدی" کنی به ا...

تو نمیدونی وقتی آدم تنها میشه به چه چیزایی دل میبنده (رضا مو...

همچون سیگار میان انگشتانت باقی مانده امنه دودم میکنی نه خامو...

او قبر مرا میکند و من نگرانزخمی شدن انگشت هایش بودم...تف به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط