{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم امدم اینجا بازهم شوق دیدار بازهم خاطرات

باز هم امدم اینجا بازهم شوق دیدار بازهم خاطرات
آه شور و شوق لحظه ی دیدار می چسبد عجیب
کوچه باغ خاطرات و خش خش برگ ِ درخت
پرسه های خیس در رگبار می چسبد عجیب
آسمان سقفی قدیمی، پُر تَرَک از آذرخش
قطره قطره بر سرت آوار می چسبد عجیب
از دهان ِ تو شنیدن آخر ِ خوشبختی است
"دوستت می دارم" ِ هر بار می چسبد عجیب
من بگویم میروم تا سد ِ راه ِ من شوی از من انکار، از تو هی اصرار می چسبد عجیب
کافی است عاشق تر از هر بار آرامم کنی
"سر بروی ِ شانه ام بگذار" می چسبد عجیب
گوش دادن به "یکی هست"ی که خیلی وقت نیست
مرتضا پاشایی و گیتار می چسبد عجیب
در خیالم باز هم گفتم برایت یک غزل
قاب ِ عکست تکیه بر دیوار می چسبد عجییب
دیدگاه ها (۷۴)

تو مگر رحم نداری که چنین دل سنگی؟من که تسلیم توام با چه کسی ...

من از آغازِ شهریور پر از بغضم، خطر دارمکه از بی رحمیِ پاییزِ...

کسی که جای نفس های خسته آه نوشتچقدر آخر این قصه را سیاه ن...

نوشتم خانه ام خالیست از تونوشتی دلبرم طاقت بیاور..نوشتم خالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط