{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنم

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنم
برای درد دل فقط به شعر و واژه رو کنم

تمام لحظه ها شود پر از شمیم خاطرت
شبیه غنچه های گل تو را دوباره بو کنم

شکایتی ندارم و , گلایه هم نمیکنم
گلایه از تو یا خودم , زمانه یا از او کنم !!؟

نمانده راه و چاره ایی , برای دردهای من
بغیر از این که بغض را , شکسته در گلو کنم

هنوز آرزو بدل , نمانده ای و مانده ام
نگو که بی تو مرگ را , دوباره آرزو کنم

تمام روزگار من شبیه شب سیاه شد
چقدر شام تیره را , به گریه شُستشو کنم

به آسمان نمیرسد , دعا و ضجه های من
مگر نماز عشق را , به خون دل وضو کنم
دیدگاه ها (۲)

وقتی دلی برای دلی تنگ می شود انگار پای عقربه ها لنگ می شود !...

عشق را از حاشیه تا متن معنایش توییعمر اگر یاری کند امروز ، ف...

آدم ها به هماڹ سرعت ڪہ آمده اندمیروندتنهایی ات را محکم بچسبا...

.یک زن برای زیبا ماندنبه دوستت دارم های مردی نیاز داردکه هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط