{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مال منی

پارت ۲۶
که یهو تلفن ا.ت زنگ خورد و رفت بیرون

همین که برگشتم یونا لbاش رو گذاشت رو لbام و میبوsیدم
از خودم جداش کردم که دوباره این کارو کرد و برگشت بهم گفت

یونا : بهتره همراهی کنی وگرنه همه چی رو لو میدم ( عشوه )

کوک : من حاضر نیستم تورو بbوسم

یونا : باشه پس این ویدیو رو ببین

(ویدیو دوربین ها وقتی که جونگ کوک زد تو گوش ا.ت )

کوک : تو چقدر عوضی و هرzه هستی

یونا : حالا خودت می‌دونی میتونی همراهی نکنی و این ویدیو به خانواده نشون داده میشه و کوک تمام میشه ( پوزخند )

کوک : باشه

کوک ویو
تا گفتم باشه لbاش رو گذاشت رو لbام و مک میزد من مثلا اشتیاق به همراهی نداشتم ولی مجبور بودم و منم باهاش همراهی کردم بعد هم چند دقیقه یکدفعه صدای شخصی رو از پشت سرم شنیدم

ویو ا.ت

یونا اومده بود داخل اتاق و راجب یه چیزی حرف میزد که باید جونگ کوک براش جبران کنه میون حرف هاشون تلفن من زنگ خورد شماره ناشناس بود جواب دادم

فرد ناشناس: سلام خانم جئون ا.ت ؟

ا.ت : سلام ، بله خودم هستم بفرمایید

فرد ناشناس : عا خانم ا.ت من از شرکت BTW تماس میگیرم
( یه توضیح کوچیک : ا.ت برای عضویت در کارکنان شرکت بی تی دابل یو ثبت نام کرد و منتظر جواب بود )

ا.ت : ااا بله چیزی شده ؟

آقای چا همون فرد ناشناس
چا : خانم ا.ت من آقای چا هستم و میخواستم بگم که شما برای مصاحبه انتخاب شدید

ا.ت : واقعا خیلی ممنونم ( ذوق )

آقای چا : خواهش میکنم میتونید فردا بیایید برای مصاحبه ؟

ا.ت : ااا من نمیتونم ولی پس فرداش میتونم بیام

آقای چا : خب خوبه پس اون موقع براتون وقت میزاریم دوباره باهاتون تماس گرفته میشه

ا.ت : خیلی ممنونم
خدانگهدار
آقای چا : خواهش میکنم خدانگهدار


ا.ت : خدایا شکرت بلاخره میتونم کار پیدا کنم بزار ( ذوق )
ا.ت : بزار به جونگ کوک هم بگم

رفتم سمت در و در رو آروم باز کردم که سوپرایزشون کنم ولی خودم سوپرایز شدم

جونگ کوک داشت یونا رو با اشتیاق میbوسید

اشک تو چشمام جمع شد

ا.ت : جو..نگ...کو...ک

که یهو...

اینم یه پارت هدیه که اگر خیلی کنجکاو شدین بفهمین قضیه چیه 😊❤️
دیدگاه ها (۲۳)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سرنوشت پارت (۱۲)

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط