خطبهنهج البلاغه
#خطبه۲۱۲نهج البلاغه:
مردگان درعین حالی که قبرهایشان کنارهم وهمسایه یکدیگرند اما با هم انس والفت ندارند دوستانی هستند که به دیدار یکدیگر نمیروند ،ارتباطات برادری ندارندوبا اینکه یکجا هستند ولی همه آنها غریب وتنها میباشند.شب وروز را تشخیص نمیدهند.آن شب یا روزی را که ازدنیا رفته اند برایشان همیشگی است. گوش دل صدلی آنها رامیشنود که به زبان حال و نه به زبان سر میگویند:آن چهره های شاداب اکنون زشت وتاریک شده وآن بدنهای نرم ونازک بیجان افتاده ولباسهای پاره ومندرس داریم وتنگی خوابگاه ما را عذاب میدهد و وحشت وترس رابه ارث بردیم.اقامت ما درخانه های قبر به طول انجامید از اندوه ورنج رهایی نداریم واز تنگی قبر وسعتی حاصل نشده است.
مردگان درعین حالی که قبرهایشان کنارهم وهمسایه یکدیگرند اما با هم انس والفت ندارند دوستانی هستند که به دیدار یکدیگر نمیروند ،ارتباطات برادری ندارندوبا اینکه یکجا هستند ولی همه آنها غریب وتنها میباشند.شب وروز را تشخیص نمیدهند.آن شب یا روزی را که ازدنیا رفته اند برایشان همیشگی است. گوش دل صدلی آنها رامیشنود که به زبان حال و نه به زبان سر میگویند:آن چهره های شاداب اکنون زشت وتاریک شده وآن بدنهای نرم ونازک بیجان افتاده ولباسهای پاره ومندرس داریم وتنگی خوابگاه ما را عذاب میدهد و وحشت وترس رابه ارث بردیم.اقامت ما درخانه های قبر به طول انجامید از اندوه ورنج رهایی نداریم واز تنگی قبر وسعتی حاصل نشده است.
- ۱۶۷
- ۰۵ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط