{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلایه

گلایه
ازجداشدن گفتی
گفتی که میخوای که بری گریه کردم و بهت گفتم نازنینم یاتو یا مرگ
گفتی که باید بری ولی توباید زنده بمونی
ازم قول گرفتی گفتم حالاکه میخوای بری سرم رو روی شونه کب بگزارم؟
گوش کی رو قرض بگیرم تاباهاش درد دل کنم ؟
دست توی موهای کی بکشم تاآروم بگیرم ؟
گفتی نمیدونم
گفتم درد دل نمیکنم میریزم تو خودم ریختم توخودم و حالابریده ام
ولی سره حرفم میمونم زنده میمونم تاتو خیالت راحت باشه نازنینم....
دیدگاه ها (۸)

خسته از غریبه ای که هیچوقت آشنانشد خسته ام خستهخسته ازهمه چی...

دلتنگی هایم رو زیره بغل زده ام نشسته ام درانتظاره روزهای مبا...

زندگی من رو تباه کردی ....بااینکه میدونستم روزی میری و تنهام...

حس میکنم تورو توهرشب خودم من عاشق همین احساس توشدم حست ...

اجباری...

فریب

#گروگان_قلبم#part_15 بدون اینکه بزار حرفش تموم شه لباش را رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط