{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلایه

گلایه
ازجداشدن گفتی
گفتی که میخوای که بری گریه کردم و بهت گفتم نازنینم یاتو یا مرگ
گفتی که باید بری ولی توباید زنده بمونی
ازم قول گرفتی گفتم حالاکه میخوای بری سرم رو روی شونه کب بگزارم؟
گوش کی رو قرض بگیرم تاباهاش درد دل کنم ؟
دست توی موهای کی بکشم تاآروم بگیرم ؟
گفتی نمیدونم
گفتم درد دل نمیکنم میریزم تو خودم ریختم توخودم و حالابریده ام
ولی سره حرفم میمونم زنده میمونم تاتو خیالت راحت باشه نازنینم....
دیدگاه ها (۸)

گلایهازجداشدن گفتیگفتی میخوای که بری! گریه کردم وگفتم نازنین...

از جدا شدن گفتی گفتی میخوای بری گریه کردم و بهت گفتم نازنینم...

رفیقم کجایی؟

مافیای عشق پارت 31

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

فیک کوک ( عشق مافیا) پارت ۳۱

اجباری...

✯love in hate✯پارت۳۰+میگم...چجوری قراره کندوشونو بدزدیم×نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط