{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خ

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
۱ دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟
من : نه
۳ دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ..

من : نه
اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست ؟
من : نه چطور ؟
یه ذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟
من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم !
بابام : مطمئنی طوری نشده ؟
مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟
هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم....
دیدگاه ها (۱۰)

..

,

یه رفیق دارم خونشون روبروی تالارههر شب میره وسط مجلس میرقصهخ...

..

وقتی دوستت داشت ولی … p10

ویو ات : اماده شدم بعد رفتم تو پارکینگ متور برداشتم و به سمت...

فیک«shadow in mirror»*ویوی صبح*`ویوی میا`امروز هم مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط