اینو میبینید این منم

اینو میبینید؟ این منم
این چشمارو میبینید؟ چند وقته که همش اشکیه
این بینی هم همینطور. از همین دیشب تا صبح امروز گرفته بود.
چرا؟ بخاطر ادم های نالایق، کم، بی ارزش. چرا؟ چون به خودم اجازه داده بودم باهاشون خوب باشم. چرا؟ چون اجازه داده بودم احساساتم براشون در جریان باشه. چرا؟ چون اجازه داده بود بیشتر از واقعیتشون باارزش و خوب بنظر بیان. اونا چیکار کردن مگه؟ کارایی که باید میکردنو نکردن، و علاوه بر اون کارهایی رو که نباید میکردن رو هم کردن. پس نتیجه چیشد؟ از زندگیم بیرون رفتن. ولی رفتن اونا باعث نشد تمام احساسات من پاک بشه. نتیجش شد گریه. برای ادم و ادمهای بعدی مینویسم اینو. من دیگه خسته شدم: از تمام احساساتی که اذیت شدن، از خوبی هایی که به ادم های بیجا شدن، از تمام نتیجه هایی که گرفتم، از تمام اعتماد به نفسی که هربار بعد ساختنش یکی اومد بدتر شکستش. بعد از این نه عوض میشم نه انتقام میگیرم نه میبخشم. هرکسی که لیاقت نداشته باشه بدون هیچ معذرت خواهی ای حذف میشه، هرکسی که مطابق معیارهام نباشه بدون هیچ پوزشی رد میشه، هرکسی که باعث ذره ای اذیت شدنم بشه بدون هیچ چشم پوشی ای انتقام میگیرم، هرکسی که کوچکترین مقداری رفتارای قرمز ازش ببینم قیدشو میزنم. من تا الان خوب بودم خوب هستم و خوب خواهم موند. نه عوضی شدم نه عوض. فقط از این به بعد قراره با خودم بهتر رفتار میکنم. بنظرم شماهم اینکارو کنید بهتره. هر فکریم که راجبم کردید بیشتر از پنج دقیقه فکرمو درگیر نمیکنه پس لازم نیس بشینید ی طومار راجع به حرفام و شخصیتم بنویسید. با تشکر: مهشید.
دیدگاه ها (۶۹)

بابا باریکالا🤓🤓🤓🤓

هاهاهاهاها

A girl from tomorrow(part 11)

part(2) 🤍rose white🤍22[November]2019یک ماه از اون شب گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط