حیدر چو آمد شرار افکند
حیدر چو آمد، شرار افکند،
جهان را ز عدل، به نار افکند.
نه بگریزَد ز خصم، نه بیمی ز جنگ،
به مردی چو کوه است، به غیرت چو سنگ.
بزد تیغ بر خصم، به نام خدا،
ز میدان نه هراسد، نه گردد فنا.
زمین زیر پایش، به لرزه فتاد،
فلک حیرت آمد، ز مردی و داد.
ولیک آن دگر، ز معرکه رمید،
چو بُز لرزید و به ظلمت خزید.
فرزند صحاک، ز شرم و هراس،
گریزان ز میدان، چه ننگی، چه باس
#غدیر
#عید_غدیر
☆ــــــــــــــــــــ
جهان را ز عدل، به نار افکند.
نه بگریزَد ز خصم، نه بیمی ز جنگ،
به مردی چو کوه است، به غیرت چو سنگ.
بزد تیغ بر خصم، به نام خدا،
ز میدان نه هراسد، نه گردد فنا.
زمین زیر پایش، به لرزه فتاد،
فلک حیرت آمد، ز مردی و داد.
ولیک آن دگر، ز معرکه رمید،
چو بُز لرزید و به ظلمت خزید.
فرزند صحاک، ز شرم و هراس،
گریزان ز میدان، چه ننگی، چه باس
#غدیر
#عید_غدیر
☆ــــــــــــــــــــ
- ۳۲۲
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط