یه بارم وقتی خیلی از دستش عصبانی و ناراحت شده بودم هر چی

یه بارم وقتی خیلی از دستش عصبانی و ناراحت شده بودم هر چی ک بغض و خشم داشتم ریختم توی صدام و گفتم : آخه من سرمو به کدوم دیوار بکوبونم که حالم خوب بشه ؟
آروم گفت : بکوب به دیوار سینه ی من
و اون لحظه با این حرف من تموم بغض و کینه رو یادم رفت واصلا نمیدونستم چرا از دستش ناراحتم !
عشق یک همچین خاصیتی داره ..
وقتی از دست هم ناراحت میشین ، بهترین جا برای کوبوندن سرتون ، دیوار سینشه .
بعدش آرومِ آروم میشین ‌...
دیدگاه ها (۱)

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۲تا اینکه صدای ترمز ماشین جلو خونه ا...

چند پارتی تهیونگ

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

چند پارتی (درخواستی)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 020"""""""""""""""""""""""""""""""...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط