{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بارم وقتی خیلی از دستش عصبانی و ناراحت شده بودم هر چی

یه بارم وقتی خیلی از دستش عصبانی و ناراحت شده بودم هر چی ک بغض و خشم داشتم ریختم توی صدام و گفتم : آخه من سرمو به کدوم دیوار بکوبونم که حالم خوب بشه ؟
آروم گفت : بکوب به دیوار سینه ی من
و اون لحظه با این حرف من تموم بغض و کینه رو یادم رفت واصلا نمیدونستم چرا از دستش ناراحتم !
عشق یک همچین خاصیتی داره ..
وقتی از دست هم ناراحت میشین ، بهترین جا برای کوبوندن سرتون ، دیوار سینشه .
بعدش آرومِ آروم میشین ‌...
دیدگاه ها (۱)

دلتنگیحس غریبی ستکه هر روز مرا شب کرده

آرام آرام آموختم که بعد از تو زندگی کنم...و این آرام آرام به...

‏و عشق یعنی چشمهایش را اندازه دنیا ببینی و دنیا را اندازه آغ...

هر شب؛ قبل خواب به تو فکر میکنمفکر کردن به تو موهبتی ست که ن...

بازی عشقیپارت یکویو راوی: نیمه دوم بازی هم تموم شد و... اونا...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۷۰۸و نگران گفت: باشه.. عصبي نم...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۶۹مکث بدون نگاه کردن به صورت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط