.…ﭼﻪ ﺧﻮش ﺧﯿﺎل ﺑﻮدم
.…ﭼﻪ ﺧﻮش ﺧﯿﺎل ﺑﻮدم
.……ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮدم در ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﻣﺤﮑﻮﻣﻢ
!!ﺑﻪ ﺣﺒﺲ اﺑﺪ
..…ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎرﻩ ﺟﺎ ﺧﻮردم
.…وﻗﺘﯽ زﻧﺪاﻧﺒﺎن ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎرﻩ ﺑﺮ ﺳﺮم ﻓﺮﯾﺎد زد
…ﻫﯽ……
.…ﺗﻮ
.…!آزادی
!!!..…و ﺻﺪای ﮔﺎم ﻫﺎی ﻏﺮﯾﺒﻪ ای ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻠﻮل ﻣﻦ ﻣﯽ آﻣﺪ
.……ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮدم در ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﻣﺤﮑﻮﻣﻢ
!!ﺑﻪ ﺣﺒﺲ اﺑﺪ
..…ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎرﻩ ﺟﺎ ﺧﻮردم
.…وﻗﺘﯽ زﻧﺪاﻧﺒﺎن ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎرﻩ ﺑﺮ ﺳﺮم ﻓﺮﯾﺎد زد
…ﻫﯽ……
.…ﺗﻮ
.…!آزادی
!!!..…و ﺻﺪای ﮔﺎم ﻫﺎی ﻏﺮﯾﺒﻪ ای ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻠﻮل ﻣﻦ ﻣﯽ آﻣﺪ
- ۱.۵k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط