{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در اندرون من خسته دل ندانم کیست،

در اندرون من خسته دل ندانم کیست،
که من خموشم و او در فغان و در غوغا است...
دیدگاه ها (۳)

من اَسفل، تو مُعَلّایی !

لبِ تو میوۀ ممنوع، ولی لب هایم، هر چه از طعمِ لبِ سرخِ تو «...

پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند،چه رها چه بسته مرغی که پر...

می گفتم «یار» و می ندانستم کیست!!می گفتم «عشق» و می ندانستم ...

یار را بین شمع دل افروز ز کاشانه ای کیستجان ما سوخت بپرسیدکه...

گفتم آه از دل دیوانه ایحافظ به توزیر لب خند زنان گفت که دیوا...

آنکه زشتیهایِ اندرون را درکْ و بِدرکند،زیباییها و انرژیِ آفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط