در حوالی یک عصر پاییزی
در حوالی یک عصر پاییزی
سر زده
به دنبالت می آیم
تا برویم در جاده ای پر از
نم باران
که فقط برای عاشقانه های ما ببارد
آن هم در هوایی مه گرفته
تا گم کنم چشمانم را میان
لبخند دلنشینت
و فشار انگشتانت در انگشتانم
دلمان بخواهد اِبی بخواند
که تا همیشه مسافر این جاده باشیم
در گرگ و میش هوایی سرد
برسیم به دریایی هم رنگ چشمانت
تکیه بدهی؛ جمع شوی در آغوشم
سرم را
روی موهایت بگذارم
و به این فکر کنم
این سفر با همه عاشقانه بودنش
چرا هیچ زمانی رخ نداد..
#رضا_ناظمی
#میکاپ #ازدواج
سر زده
به دنبالت می آیم
تا برویم در جاده ای پر از
نم باران
که فقط برای عاشقانه های ما ببارد
آن هم در هوایی مه گرفته
تا گم کنم چشمانم را میان
لبخند دلنشینت
و فشار انگشتانت در انگشتانم
دلمان بخواهد اِبی بخواند
که تا همیشه مسافر این جاده باشیم
در گرگ و میش هوایی سرد
برسیم به دریایی هم رنگ چشمانت
تکیه بدهی؛ جمع شوی در آغوشم
سرم را
روی موهایت بگذارم
و به این فکر کنم
این سفر با همه عاشقانه بودنش
چرا هیچ زمانی رخ نداد..
#رضا_ناظمی
#میکاپ #ازدواج
۵۹۵
۱۵ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.