{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حوالی یک عصر پاییزی

در حوالی یک عصر پاییزی
سر زده
به دنبالت می آیم
تا برویم در جاده ای پر از
نم باران
که فقط برای عاشقانه های ما ببارد
آن هم در هوایی مه گرفته
تا گم کنم چشمانم را میان
لبخند دلنشینت
و فشار انگشتانت در انگشتانم
دلمان بخواهد اِبی بخواند
که تا همیشه مسافر این جاده باشیم
در گرگ و میش هوایی سرد
برسیم به دریایی هم رنگ چشمانت
تکیه بدهی؛ جمع شوی در آغوشم
سرم را
روی موهایت بگذارم
و به این فکر کنم
این سفر با همه عاشقانه بودنش
چرا هیچ زمانی رخ نداد..
#رضا_ناظمی
#میکاپ #ازدواج
دیدگاه ها (۱)

اینجا تهرانو یک نفر با فنجان قهوه در دستکنار پنجرهایستاده اس...

#خوراکی

در این برهوت تنهایی زیر آوار بی قراری هاو در تنگنای شب های ب...

از ایستگاه دل تنگیهر روز قطاری می گذرد!تونمی آیی !!!!اشک های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط