تو همون تیکه پازلی بودی که گفتم اگه نباشی کل زندگیم می
"تو" همون تیکه پازلی بودی که گفتم اگه نباشی، کل زندگیم میریزه به هم؛
همون آرامشی بودی، که توو حرفات بود و آرومم میکرد؛
همون حسِ خوبِ زندگی کردن بودی، همون حسِ خوبِ عاشقی بودی، همون کلمه هایی بودی که تک به تک از زبونم برای تو بیرون میومد؛
همون قطره های اشکی بودی که از شوق ریخته میشد، همون خوشحالی هایی بودی، که بهم احساسِ خوب بودن میداد؛
همون لبخندایی بودی، که با فکر کردن به خاطره هامون ناخودآگاه میومد رو لبم!
تو خیلی چیزا بودی...
تو خودِ زندگی بودی
همون آرامشی بودی، که توو حرفات بود و آرومم میکرد؛
همون حسِ خوبِ زندگی کردن بودی، همون حسِ خوبِ عاشقی بودی، همون کلمه هایی بودی که تک به تک از زبونم برای تو بیرون میومد؛
همون قطره های اشکی بودی که از شوق ریخته میشد، همون خوشحالی هایی بودی، که بهم احساسِ خوب بودن میداد؛
همون لبخندایی بودی، که با فکر کردن به خاطره هامون ناخودآگاه میومد رو لبم!
تو خیلی چیزا بودی...
تو خودِ زندگی بودی
- ۴.۰k
- ۱۸ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲۰۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط