{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغض های کال من شوق رسیدن داشت، نه؟

بغض های کال من شوق رسیدن داشت، نه؟

اشک من دیدن که نه... اما شنیدن داشت، نه؟

از همان روزی که آدم دل به حوا داده بود

رقص گندم‌دانه‌ها در خوشه چیدن داشت، نه؟

قصر، زندان، قعر چاه؛ اصلاً چه فرقی می‌کند

ناز یوسف در همه‌عالم خریدن داشت، نه؟

کاشکی باور کنی تقصیر چشمانم نبود

آن انارِ گونه‌ها از دور چیدن داشت، نه؟

راستی یادم نمی‌آید، تو یادت مانده است

نبض من در دست‌های تو تپیدن داشت، نه؟

مثلِ تو تنها یکی، تنها یکی می‌آفرید

هرکه عاشق بود و قصد آفریدن داشت، نه؟
دیدگاه ها (۲)

7بغض‌های کال من شوق رسیدن داشت، نه؟اشک من دیدن که نه ... امّ...

حق با تو بود می بایست می خوابیدم اما چیزی خوابم را آشفته کرد...

زهرا مامان بیا صمیمی باشیم مثل دو تا دوست قدیمی باشیم

زهرا مامان بیا صمیمی باشیم / مثل دو تا دوست قدیمی باشیم بیا ...

زهرا مامان بیا صمیمی باشیم مثل دوتا دوست قدیمی باشیم بیا باه...

پاییز آمده🍂تا هر نَسیمش بهانه‌اے شود براےبا #تـღـو ↬ بودنبا ...

💘💜... سنه میلیون لارجا گول وئرمک ایستردیم آمما گوللر سولار.🥀...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط