{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیب من چرخیدی و با اتفاق دیگری

سیب من چرخیدی و با اتفاق دیگری
عاقبت افتادی اما توی باغ دیگری

قسمت تو رفتن از باغ است اما سهم من
قصه‌ای که می‌رسد دست کلاغ دیگری

بعد تو با هر کسی طرح رفاقت ریختم
تا فراموشم شود با داغ، داغ دیگری

عشق کورم کرد و بر دستم  چراغی هدیه داد
تا بیندازد مرا در باتلاق دیگری

آن‌چه بعد از رفتن تو سر به زیرم کرده است
مانده‌ام عشق است یا ترس از فراق دیگری

طبق قانون وفاداری به پایت سوختم
طبق بند آخرش رفتی سراغ دیگری
دیدگاه ها (۱)

"عشق " همیشه از اولش "عشق "است....ولی یک روز چشم که باز میکن...

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...فاش گویم همه داروندارم ک...

ای چراغ دل تاریکم ! از این خانه مرو !آشنای تو منم، بر در بیگ...

پروانه های احساسمدر شرقی ترین نقطه آغوشتجان می گیرندهمان جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط