{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شده ام رختی بر روی بند حیاط که گیره ای ندارد...

شده ام رختی بر روی بند حیاط که گیره ای ندارد...
همان قدر دور
همان قدر فراموش شده...

#حمیدرضا_عابدی
دیدگاه ها (۳)

من بار سفر بستم و یک شهر نفهمید #فرامرز_عرب_عامری

تمام گلو درد های که فکر میکنیم نشان از سرما خوردگی هستند و چ...

جنگل هم که باشی درختانت را ببرند بیابان میشوی فکر کن زن باشی...

گاهی میخندم گاهی گریه میکنم گریه اما بیشتر اتفاق می افتد به ...

الان چندین و چَن ساله ِشبا خوابُم نمی گیرهنِگو عاشق شدی؛ باب...

«بعضی‌ها فقط دیده می‌شوند؛ اما “ادن” طوری حضور پیدا می‌کند ک...

پارت ۱۴۷* هوف خواستم برم بیرون یکم هوا بخورم.... *بلیا : من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط