{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار,

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار,

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم!
دیدگاه ها (۴)

لب آبی گیوه ها را کَندم و نشستم،پاها در آب ......!

توی گرگ و میش این شب جدایی،بخون از خورشید خانم، عشق خدایی!!

بهر یک جرعۀ مِی منت ساقی نکشیم،اشک ما بادۀ ما، دیدۀ ما شیشۀ ...

به تیغم گر کُشد، دستش نگیرم، و گر تیرم زند، منت پذیرم!

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

کارون بهم یاد داد عمیق باشم، نخل بهم یاد داد قامت داشته باشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط