چارنفرسوار تاکسی میشن ولی کرایه نداشتن بدن

چارنفرسوار تاکسی میشن ولی کرایه نداشتن بدن
قرار میذارن بمقصد که رسیدن پیاده شن و الفرار ! بعد از رسیدن بمقصد چهارتاشون به سرعت درهای ماشین رو باز میکن و پا به فرار میذارن. میرن تا میرسن به یه ساختمون تاریک چش چشو نمی بینه و فقط صدا نفسای تند تند میاد یکی شون میزنه رو شونه بغلی ش میگه حالا راننده چه حالی داره؟ طرف جواب میده بابا راننده منم! فقط بگین چی شده !!!
دیدگاه ها (۳)

هفته یازدهم #ختم_صلوات تقدیم به محضر مطهر #چهارده_معصوم و ر...

سائل : شما سابقاً عشقتان‌ به‌ #فلسفه‌ زیاد بود بیشتر از حا...

از اشک شما ارض وسما باریدند_ برآه شما انس وملک نالیدند گفتن...

خدایا به حق محمد و آل محمد و به حق این روزها و مظلومیت آل ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط