{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صفای زندگی ام مایه ی عذاب شدی

صفای زندگی ام مایه ی عذاب شدی
چه شد که بر سر دنیای من خراب شدی؟

من و تو دانه ی یک خوشه سال ها بودیم
که خون قلب مرا خوردی و شراب شدی!

کجای قصه نشستی که ردپایی نیست؟
کجای گریه ی من پاک از کتاب شدی؟

خطای دید شدی بسکه دیدمت در شهر
در امتداد نگاهم فقط سراب شدی؟

شکستنی شده ای آه شیشه عمرم
که روی سیل جدایی مان حباب شدی!

هزارسال گذشت از نبودنت، امشب
هزار باره در این شعر انتخاب شدی
دیدگاه ها (۰)

صفای زندگی ام مایه ی عذاب شدیچه شد که بر سر دنیای من خراب شد...

من اگر از خواب و خیال تو رد شده بودم که کنون پای لنگ لغاتم د...

اکرم محمدی شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط