خوب قبل داستان

خوبـ قبلـ داستانـ
باید بگمـ
پیچمو مجبورمـ قفلـ کنمـ
حداقلـ تا وقتیـ کهـ داستانـ تمومـ شهـ
پارتت پنجمـ همشـ حذفـ میشهـ
Ep5
بریم بمیریم
..................( از زبون جین یانگ)
تو آیینه دستشویی یبار دیگه خودمو نگا کردم.
پرفکت بوی(از خود راضی:/)
با ورقه ی امتحان بچه ها از دفتر اومد بیرون برم پدرشونو با درس درارم . هاهاهاها
ـاستاد؟
برگشتم سمت جیون .
جیون دختر بامزه و مهربونی بود . چهرش اونقدر زیبا بود که نمیتونستی توصیفش کنی.
مثل همیشه با شک و تردید وایستاده بود تا از من سوال کنه!
بله؟
جیون:استاد ؟ اگه این مدرسه آتیش بگیره شما کجا میرید درس میدین؟
خندیدم. تو کل مدرسه شایع بود جیون دیوونه بار منو میپرسته
خواستم جوابشو بدم که
جیمین( احترام به هر گروهی واجبه همه باید باشن ):استاد جونیور اونجا دعوا شده !!
جیمین و جی هوپ آنتنای من بودن!
دویدم سمت کلاس
اااینجااا چه خبره؟
خودم میدونستم چه خبره . تنها اکیپای دانشگاه دوباره دعواشون شده.
سوک جین ناظم اونا رو از هم جدا کرده بود ( ناظم یه درصد فک کن جین باشه . خداااا)
چانیول با گوشه ی لب زخمی و سایه با غرور کنارش وایستاده بود
ـپارک آریا (فامیلی منه مثلا) دفتر من زود
اون دوتارو جلوتر فرستادم . دیدم بکهیون و یوگیومم دارن میان
ـبیون و کیم . اسم شماهارو نگفتم
رفتم تو دفتر . چانیول داشت گوشه لبشو پاک می کرد و قیافه ی سایه هم یجوری بود
ـ میدونید چندمین باره با دعواهاتون یکی زخمی میشه
سایه: فک کنم شما فقط زخمی هارو میبینید جونیور ! کله س شکسته ی الانمو مدیون ومپایرام .
به چان اشاره کرد .
ـ مگه چیشده حالا؟
جای سوال بود واسم . کله سایه چه ربطی به چانیولو بکهیون داشت
سایه نیشخند بدی زد
سایه : پریروز که داشتم از خیابون رد میشدم ، ماشین زد بهم ولی من خوب اون ماشینو میشناسم .
اون ماشینه لوهانه . حاظرم به جون آرزو اونیم قسم بخورم.
میدونستم سایه چیزیو کتمان نمیکیرد هیچ وقت ( مردم کتمان یعنی دروغ:/)
ـ چانیول توضیحی داری ؟
چان دهن وا کرد یچی بگه که....
کای : استاد ببخشید . ولی توکلاس بین ومپایر و خون جنگ شده .
یاا خدا
یا گلکسی کبیر
یا امام زاده جی وای پی
یا جد بیگ هیت
(در مواقع استرس من دقیقا همینارو میگم)
ـ این آتیشا از گور شما بلند میشه !!! الان میام کیم .
.....................
تموم شد .نظر بدین جان من
داستانمنو بخونین داستان این عشق رو هم بخونید .
http://wisgoon.com/_bad_girl/
#فیک
دیدگاه ها (۲۶)

قربونتـ ژلوفنمـ#کوکم

نزینینم(زدنـ:|)دارم پارتـ بعدیـ رو مینویسمـقفلـ پیچمـ فعلا ب...

کیـ پستـ داستانمو گزارشـ دادناراحتـ شدمـ#بکهیون

آهنگمو گوشـ کنینـبکیـ منمـپی نوشت:خیلیـ قشنگهـ ناموسنـ گریمـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط