{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم

مثل هر شب ، هوس عشق خودت زد به سرم
چند ساعت شده از زندگی‌ام بی خبرم

این همه فاصله ، ده جاده و صد ریل قطار
بال پرواز دلم کو ، که به سویت بپرم؟

از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من !
بین این قافیه‌ها گم شده و در‌به‌درم

تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر
این همه فاصله کوتاه شود در نظرم

بسته بسته "کدوئین" خوردم و عاقل نشدم !
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم !

بی تو دنیا به دَرَک ! بی تو جهنّم به دَرَک !
کفر مطلق شده ام، دایره‌ای بی‌وترم

من خدای غزل ناب نگاهت شده‌ام
از رگ گردن تـــو ، من به تو نزدیکترم
دیدگاه ها (۳)

همه از عشق وجنون می گویند...همه زین کاسه ی خون می گویند..نام...

: چه شقایق باشد چه نباشد زندگی باید کرد: بدون پول, آرامش به ...

میان دستهای کوچکت که حلقه می کنی دور تنم ،میان گرمای تنت که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط