{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم که شهر پر از عطر مریم است

دیدم که شهٖر پر از عطر مریم است

گفتند باز ، روسریت را تکانده ای

#حامد_عسگری
دیدگاه ها (۰)

داستان دل و ،این چادر گلدار شماشده هفتاد و دو من،مثنوی لاینح...

عاشق شدن تنها به پیراهن دریدن نیستدلدادگی های زلیخا داستان ...

عشق را باید "پزشک" حاذق احساس گفت؛کز طریق شعر یا بوسه طبابت ...

‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎ ‎‌‌صبح همانمهربانی نگاه #تُ ست و چشمهایی که سرود...

مادرم گفت عجب عطر قشنگی زده ایباز بوی گل و گیسوی تو مارا لو ...

کودک ناخواسته/part6

#شعر_نو 🕊بر چار ستون تنم انگار تبر زدآن روز که بی‌باک شد و ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط