{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار عاشق بود و زمین معشوق

بهار عاشق بود و زمین معشوق
عشق بی تابی می آورد و بهار بی تاب بود
زمین اما آرام و سنگین و صبور و بهار پرده از عاشقی برداشت
آن هنگام که رازش عظیم گشت و عشقش هویدا و جهان حیرت کرد
دیدگاه ها (۳)

سال نوت جدید دوست عزیز اکثرتونم به خودتون بگیرید😊

گاهی لازم استکمرنگ باشی،تا قدر پررنگی هایت را بیشتر بدانند!!...

چه حدیث خوبیه این😄 😄

هــــــــی تــــــــــــو !از اینکه امروز مورد توجه هستی خوش...

زمستان بود…دلِ زمینبه برفگرم بود.دلِ منبه تو.چه شد؟کجا رفتآن...

داستان یک دختر ۱۷ ساله یتیم بی مادر بی پدر ولی همچنین سر پا ...

گل های خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط