{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:61

+شبیه رد خودکار نیست(زمزمه)
خیلی اروم گفتم اما انگار شنید....
-چیزی نیست، خودکاره....
بیخیال شدم، قرار نبود راستشو بگه...
و منم حقی برای پرسیدن سوال های بیشتر نداشتم...
بعد از سر کشیدن فنجون قهوه‌ش بلند شد و صندلیش رو دوباره مثل اولش درست کرد....
اومد پشت سرم، دستاش رو روی شونه هام گذاشت و نزدیکم شد...
لب هاش مماس گوشم بود...
-خودتو نگران نکن، مراقب خودت باش....
این رو گفت و رفت داخل طبقه بالا....
بعد از چند دقیقه چند تا از بادیگارد ها اومدن داخل...
اول بهم تعظیم کردن بعد بدون هیچ حرفی بسرعت رفتن اتاق کار یونجون....
دیدگاه ها (۰)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:62ترسناک بود....اگر اتفاقات د...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:۶۲اسلاید دوم لباس سوجیناسلاید...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:60-خودتو نگران من نکن، دفتر ب...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:59پشیمون شدم، از پرسیدن سوالم...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:23+چرا همه اینکارا رو میکنه؟(...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:36+نه عزیزم....گریه نکن دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط