همهی مشکلات ما از زمانی شروع شد که برای موضوعات بیخودی ق
همهی مشکلات ما از زمانی شروع شد که برای موضوعات بیخودی قهر میکردیم و غرورمان اجازه برگشتن و عذر خواهی نمیداد.کم کم این قهر و آشتیها عادی شد و با هر بار قهر کردن به سوی غریبهای سوق داده میشدیم تابرای او درد و دل کنیم و از بارِ غم واندوه خود کم کنیم، غافل از اینکه غریبهها فقط درکمین بودند تا ببینند خدای نکرده مشکلی در روابطمان داریم،تا بیاییند و ما را دلداری بدهند،ما را از طرف مقابل کم کم دلزده و سرد کنند،نقاط ضعفش را به رخ ما بکشند و کمی از خوبی و خوش خلقی خود تعریف کنند تا جای او را بگیرند.غافل از اینکه یک نفر آن سوی پرده بی تاب میباشد که ای کاش این حرف را نمیزدم،ای کاش این کار را نمیکردم،ای کاش و هزاران ای کاشهای دیگر که باخود مرور میکند. دستش را به سمت گوشی میبرد تا با پیامی عذر خواهی کند اما باز هم این غرور لعنتی نمیگذارد.
در برهه زمانی بدی به دنیا آمدیم
توان تحمل کردن را نداریم
عاشق شدن و عاشقی را درست یاد نگرفتیم
خدا به این نسل کمک کند که اینگونه به نگاهی عاشق میشوند و با ناز و عشوهای دل به دیگری میدهند
خدا به این نسل کمک کند...
در برهه زمانی بدی به دنیا آمدیم
توان تحمل کردن را نداریم
عاشق شدن و عاشقی را درست یاد نگرفتیم
خدا به این نسل کمک کند که اینگونه به نگاهی عاشق میشوند و با ناز و عشوهای دل به دیگری میدهند
خدا به این نسل کمک کند...
- ۱.۱k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط