{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سمی و زیبا مثل گل های لیلیوم « ¹⁹ »

سمی و زیبا مثل گل های لیلیوم « ¹⁹ »
جین پوش شایسته‌ کنار لیلیا که داشت کم کم از حال میرفت وایمیسته‌ : ببخشید دیر کردم‌
‌تویا با چشمای گرد به جین پوش شایسته‌ نگاه میکنه‌ : امکان‌ نداره..‌ تو باید مرده میبودی؟
جین پوزخندی‌ زد : شما ساده لوح بودین چیز صریح تر از این نیست‌
لیلیا کمی تلو تلو میخوره و دستشو‌ روی شونه جین میزاره‌ : صبر کن... نکن....
شوتو سریعا به سمت لیلیا میره و دقیقا موقعی‌ که لیلیا داشت از حال میرفت‌ اون رو در آغوش میگیره‌ و بعد به اعضای لیگ ، توگا و کمپرس‌ ، اسپینر ، شیگاراکی و بعد به تویا نگاه میکنه‌
سخت بنیاد هنوز داشت نفس نفس میزد و تصاویر بچگی تویا از جلوی چشماش‌ رد میشد‌
تویا فریادی از روی نگرانی بخاطر وضعیت‌ لیلیا زد : لیلیا ! ، شوتو حواست‌ بهش باشه تنها کاری که میتونی‌ در حقم بکنی‌ همینه!
شوتو محکم تر لیلیا رو در آغوش گرفت که یهو شیگاراکی‌ بیدار شد و به غول جنگی دستور داد برن و با کوئیرک‌ کمپرس‌ بقیه اعضای لیگ تبدیل به مهره های آبی شدن‌ و از اونجا رفتن‌
‌‌
حدود‌ ۳ روز بعد‌
‌لیلیا اروم چشماش‌ رو باز میکنه‌ متوجه میشه‌ روی تخت بیمارستان‌ هستش‌ و اروم روی تخت میشینه‌ و باهاکس‌ که کنار تخت لیلیا روی صندلی خوابش برده بود مواجه میشه‌
از دماغ به گردنش‌ یه ماسک‌ داشت و سرش پاندپیچی‌ شده بود و فقط چشمای کشیدش‌ مشخص بود و نگاه لیلیا‌ از لباسا و ظاهر هاکس به بال های سوخته هاکس رفت‌
لیلیا با صدایی که کمی‌ بغض داشت زمزمه‌ کرد : هاکس....
هاکس اروم‌ چشماش رو باز کرد و با دیدن‌ لیلیا لبخندی‌ زد و بلند شد و محکم بغلش کرد‌ و لیلیا هم متقابل جواب این بغل محکم رو داد و اروم اشک میریخت اما یهو... *برین توی کامنتا‌*
‌
هاکس سریع دوباره روی صندلی نشست‌ و خواست فضا رو کمی تغییر بده و پرسید‌ : تویا یه ویدیو‌ افشاگری‌ کامل راجب به خودشو و خانوادش و حتی زندگی من داد...‌
لیلیا : چی؟.. میتونم ویدیو رو ببینم؟
‌هاکس اروم سرشو به نشونه تایید تکون میده و یه تبلت‌ به لیلیا میده و ویدیوی‌ تویا زمان افشاگریش‌ پخش میشه‌‌
لیلیا با تعجب به حرفای تویا گوش میده‌ و موضوع میرسه به هاکس و راجب خانواده هاکس هم افشا گری میکنه (بچها خودتون میدونین‌ دیگه)
‌لیلیا بعد از تموم شدن ویدیو به هاکس نگاه میکنه : هاکس... چرا به من نگفتی؟
‌هاکس کمی سرشو کج‌ کرد دیگه اون لبخند بازیگوشانه‌ اش روی لباش نبود : چیزی نبود که صحبت‌ راجبش راحت باشه‌ لیلیا‌ ‌
* بپریم‌ به اونجایی‌ که سخت بنیاد‌ و خانوادش‌ توی اتاق بیمارستان‌ داشتن‌ حرف میزدن *
‌
لیلیا یه تاپ مشکی‌ با یه شلوار جاگر مشکی‌ پوشید‌ چون واقعا حوصله ی لباس قهرمانی و سنگینش‌ رو نداشت‌ و قسمت بازوی چپش و کمرش و دور سرش باند پیچی شده بود اما چتری هاش همچنان جلوی صورتش بود و همراه جین پوش شایسته‌ و هاکس وارد اتاق سخت بنیاد توی بیمارستان شدن
#دابی #تودوروکی #تویا #هاکس #مای_هیرو_اکادمی #فن_فیک #شوتو #اندوور‌ #رمان_تویا #وانشات_تویا #فن_فیک_دابی #مدرسه_قهرمانانه_من
#داستان_دابی #رمان_دابی‌ #وانشات_دابی #هاوکس‌ #کیگو_تاکامی #hawks #my_hero_academia ‌
#kigo_takami
#touya_todoroki
#dabi
دیدگاه ها (۱۸)

بهار بدون تو

سناریو پسرای اسلیترین

سفید و سیاه🤍🖤قسمت ۲۷آتسوشی هنوز داره آروم انگشتاشو روی گونه‌...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 1ساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای ...

پارت ۴

پارت ۳ ویو ا.ت حس میکردم کمی آروم تر شدم نمیدونم اگه جین کنا...

سرگذشت دراکو

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

سناریو توکیو ریونجرز

پارت سوم《دلم برات تنگ شده مامانی》《Custom kiss》              ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط