ادامه
ادامه
دامیان و انیا غش کردن
چند دقیقه بعد
دوباره بطری رو چرخوندن و ایندفعه رایان میپرسید و دامیان جواب میداد
دامیان:مگه من چه گناهی کردم؟😫
رایان:خب جرعت یا حقیقت؟
دامیان:جرعت
رایان نیشخند میزنه و دامیان هم چپ چپ نگاش میکنه
دامیان:مرض چته؟
رایان:خانم انیا دزموند رو ببوس!
دامیان:شما بر علیه ما نقشه شورش کشیدین!
رایان:خب منتظریم
انیا:🍅🍅🍅🍅
دامیان:🍅
دامیان صورت انیا رو با دستاش میگیره و سمت خودش برمی گردونه (انیا و دامیان پیش هم نشستن)
اروم سرشو میبره جلو و انیا رو میبوسه
امیل جلو چشاشو میگیره ولی بکی نهصد و هفتاد و چهار تا عکس میگیره🤣😂
دامیان از انیا جدا میشن و هردو با همون حالت گوجه ایشون به نقطه ای ما معلوم نگاه کردن
دوباره بطری رو چرخوندن و ایندفعه.....
اینم از این
شرطا
۱۷ لایک
۸ کامنت
دامیان و انیا غش کردن
چند دقیقه بعد
دوباره بطری رو چرخوندن و ایندفعه رایان میپرسید و دامیان جواب میداد
دامیان:مگه من چه گناهی کردم؟😫
رایان:خب جرعت یا حقیقت؟
دامیان:جرعت
رایان نیشخند میزنه و دامیان هم چپ چپ نگاش میکنه
دامیان:مرض چته؟
رایان:خانم انیا دزموند رو ببوس!
دامیان:شما بر علیه ما نقشه شورش کشیدین!
رایان:خب منتظریم
انیا:🍅🍅🍅🍅
دامیان:🍅
دامیان صورت انیا رو با دستاش میگیره و سمت خودش برمی گردونه (انیا و دامیان پیش هم نشستن)
اروم سرشو میبره جلو و انیا رو میبوسه
امیل جلو چشاشو میگیره ولی بکی نهصد و هفتاد و چهار تا عکس میگیره🤣😂
دامیان از انیا جدا میشن و هردو با همون حالت گوجه ایشون به نقطه ای ما معلوم نگاه کردن
دوباره بطری رو چرخوندن و ایندفعه.....
اینم از این
شرطا
۱۷ لایک
۸ کامنت
- ۲۴۴
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط