موضوعبه کسی حق نداری نزدیک بشی وگرنه
موضوع:به کسی حق نداری نزدیک بشی وگرنه...
۲ پارتی
پارت ۱
علامت ها : ا.ت + هیونجین _ بقیه !
ویو ا.ت :
از خواب بیدار شدم تو بغل هیونجین بودم من و هیونجین تازه ازدواج کردیم با تکون خوردنام هیون هم بیدار شد
_صبح بخیر عشقم
+صبح تو هم بخیر ولم میکنی برم دستشویی
_برو (دستش رو باز کرد)
رفتم دستشویی کارای مربوطه رو انجام دادم امد بیرون هیون نبود رفتم پایین صبحانه اماده کرده بود خوردیم هیون امروز و فردا رو مرخصی بود نزدیکای ظهر بود هیون همیشه تو این دو روز مرخصی ها نمیزاره دست به هیچی بزنم داشتم تلویزیون رو پایین و بالا میکردم دوستم پیام داد که ساعت ۶ عصر بریم بار منم از خدا خواسته قبول کردم هیون ناهار رو از بیرون سفارش داده بود ناهار خوردیم تا ساعت ۴ خوابیدم بیدار شدم رفتم حموم موهامو درست کردم لباس و کیف و کفشم رو پوشیدم اکس استوری انداختم ساعت ۶ بود که نونا امد دنبالم
!سلام دافی جون
+سلام بر لاسو عالم اکر ی زره از این لاس هاتو برا پسرا بزنی فکر کنم به زودی خاله شم
!درد بپر بالا
+بری یوهوو
رسیدیم بار رفتیم تو من مست نکردم ولی نونا کاملا مست بود
ویو هیونجین :
امروز نمیرفتم سر کار بیدار شدم دیدم ا.ت بیداره گفت میخواد بره دستشویی گذاشتم رفت رفتم پایین و صبحانه اماده کردم نزدیکای ظهر بود الانا ناهار میومد منتظر بودم دیدم ا.ت خیلی خوشحاله چیزی نگفتم چون جونم هم میدم تا ا.ت خوشحال باشه ناهار خوردیم ساعت ۴ بود رفت حموم و حاضر شد لباس باز پوشید عصبانی شدم ولی گفتم میره مهمونی دخترونه با فلیکس و هان و بنگ چان قرار بود بریم بار رفتیم بار ا.ت دیدم داخل بار ولی هیچی نگفتم داشتم با فلیکس حرف میزدم که یکی به ا.ت نزدیک شد داشت اذیتش میکرد رفت و اون پسر رو تا میخورد با بچه ها کتک زدیم دست ا.ت گرفتم رفتیم خونه
_معلوم هست کجا میری چی ما میکنی اگه نبودم الان بدبخت شده بودی (داد)
+به تو چه مگه من باید از تو اجازه بگیرم پسره دوست پسرم بود غلط کردی کتکش زدی (دروغ برای اینکه حرص هیون رو در بیاره)
_که دوست پسرته ها
(بچه ها از اینجا به بعد اسمات دوست ندارین نخونین )
ویو ا.ت :
بلندمم کرد و انداختم رو کولش هی مشت میزدم بهش و هی التماس مسکردم گوش نمیکرد لباسامو جر داد امد روم و خیمه زد
_که دوست پسرت بود
+هیون غلط کردم ببخشید دروغ گفتم
_اون موقع که این حرف رو زدی باید به این فکر میکردی
لباشو محکم کبوند رو لبام و مک های محکم میزد درد داشت تو همین کیس واردم کرد ناله ام تو دهنش خفه شد بعد از اینکه گذاشت عادت کنم شروع کرد گردنم هم مارک میزاشت بازهم التماسش میکردم ولی گوش نمیداد
خماری 😁😁😁😁
۲ پارتی
پارت ۱
علامت ها : ا.ت + هیونجین _ بقیه !
ویو ا.ت :
از خواب بیدار شدم تو بغل هیونجین بودم من و هیونجین تازه ازدواج کردیم با تکون خوردنام هیون هم بیدار شد
_صبح بخیر عشقم
+صبح تو هم بخیر ولم میکنی برم دستشویی
_برو (دستش رو باز کرد)
رفتم دستشویی کارای مربوطه رو انجام دادم امد بیرون هیون نبود رفتم پایین صبحانه اماده کرده بود خوردیم هیون امروز و فردا رو مرخصی بود نزدیکای ظهر بود هیون همیشه تو این دو روز مرخصی ها نمیزاره دست به هیچی بزنم داشتم تلویزیون رو پایین و بالا میکردم دوستم پیام داد که ساعت ۶ عصر بریم بار منم از خدا خواسته قبول کردم هیون ناهار رو از بیرون سفارش داده بود ناهار خوردیم تا ساعت ۴ خوابیدم بیدار شدم رفتم حموم موهامو درست کردم لباس و کیف و کفشم رو پوشیدم اکس استوری انداختم ساعت ۶ بود که نونا امد دنبالم
!سلام دافی جون
+سلام بر لاسو عالم اکر ی زره از این لاس هاتو برا پسرا بزنی فکر کنم به زودی خاله شم
!درد بپر بالا
+بری یوهوو
رسیدیم بار رفتیم تو من مست نکردم ولی نونا کاملا مست بود
ویو هیونجین :
امروز نمیرفتم سر کار بیدار شدم دیدم ا.ت بیداره گفت میخواد بره دستشویی گذاشتم رفت رفتم پایین و صبحانه اماده کردم نزدیکای ظهر بود الانا ناهار میومد منتظر بودم دیدم ا.ت خیلی خوشحاله چیزی نگفتم چون جونم هم میدم تا ا.ت خوشحال باشه ناهار خوردیم ساعت ۴ بود رفت حموم و حاضر شد لباس باز پوشید عصبانی شدم ولی گفتم میره مهمونی دخترونه با فلیکس و هان و بنگ چان قرار بود بریم بار رفتیم بار ا.ت دیدم داخل بار ولی هیچی نگفتم داشتم با فلیکس حرف میزدم که یکی به ا.ت نزدیک شد داشت اذیتش میکرد رفت و اون پسر رو تا میخورد با بچه ها کتک زدیم دست ا.ت گرفتم رفتیم خونه
_معلوم هست کجا میری چی ما میکنی اگه نبودم الان بدبخت شده بودی (داد)
+به تو چه مگه من باید از تو اجازه بگیرم پسره دوست پسرم بود غلط کردی کتکش زدی (دروغ برای اینکه حرص هیون رو در بیاره)
_که دوست پسرته ها
(بچه ها از اینجا به بعد اسمات دوست ندارین نخونین )
ویو ا.ت :
بلندمم کرد و انداختم رو کولش هی مشت میزدم بهش و هی التماس مسکردم گوش نمیکرد لباسامو جر داد امد روم و خیمه زد
_که دوست پسرت بود
+هیون غلط کردم ببخشید دروغ گفتم
_اون موقع که این حرف رو زدی باید به این فکر میکردی
لباشو محکم کبوند رو لبام و مک های محکم میزد درد داشت تو همین کیس واردم کرد ناله ام تو دهنش خفه شد بعد از اینکه گذاشت عادت کنم شروع کرد گردنم هم مارک میزاشت بازهم التماسش میکردم ولی گوش نمیداد
خماری 😁😁😁😁
- ۴.۷k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط