من عاشق شدم
من عاشق شدم
پارت(13)
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(هه سو به ته ها زنگ میزنه)
هه سو:بیا دنبالم من آماده شدم
ته ها:باشه الان میام
ته ها اینارو تو فکرش میگه:کاش میتونستم سریع تر باهاش برم تو رابطه
خیلی ازش خوشم اومده
شاید امشب بتونم دلشو به دست بیارم
(ته ها رسید دم خونه ی هه سو)
ته ها زنگ میزنه به هه سو:الو خانم کوچولو من دم در خونتم بیا پایین
هه سو:باشه اومدم
ته ها زل میزنه به هه سو و نمیتونه چشم رو از روش برداره از بس خوشگل شده
هه سو:چیه چرا زل زدی به من
ته ها:هیچی فقط خیلی خوشگل شدی
هه سو: مرسی
(لپ های هه سو سرخ میشود از خجالت)
آن دو سوار ماشین میشوند
هه سو تو ذهنش میگه:وای ته ها همیشه خوشتیپه الان خیلی خوشتیپ تر شده
وای خیلی جذاب شدهههه
ته ها:بنظر میاد حالت خوب نیست؟میخوای برگردیم
هه سو:نه حالم خوبه
(هه سو ته ها به پارتی میرسند)
دوستای ته ها:وای سلام رئ...
ته ها نگاه چپ بهشون میکنه
سلام ته ها حیحی
سلام خانم
هه سو:سلام
میتونید هه سو صدام کنید
مین جونگ :چشم خانم هه سو
مین جونگ:خوب بیاید بریم خوش بگذرونیم
(آنها رفتن داخل جایی که پارتی گرفتن)
ته ها رفت یه لیوان مشروب برداشت خورد
هه سو اینارو تو ذهنش میگه:*وای اصلا از اینجور جاها خوشم نمیاد نمیدونم برا چرا اومدم
یکی نیست بگه چرا اومدی آخه*
ته ها:هه سو مشروب میخوری
هه سو :نه ممنون
ته ها: یه لیوان بخور
هه سو:باشه
(مجبور شد بخوره)
هه سو فقط یه لیوان نخورد کلی مشروب خورد
ته ها:هی هه سو تو که میخواستی مشروب نخوری(ته ها پوزخندی زد)
هه سو با اعصبانیت ته ها رو نگاه کرد
ته ها رفت با یه دختری برقصه
هه سو وقتی دید که ته ها رفته با یکی دیگه خیلی ناراحت و اعصبانی میشه و از از اون خونه ی قصر مانند که توش پارتی گرفتن میاد بیرون
کیفش را پرت میکند
هه سو:مگه اون از من خوشش نمیومد
چرا پس با یه دختر دیگه رقصید
شاید بخاطر یچیز دیگه به من میخواد نزدیک شه
بخاطر پول؟من که پولی ندارم زیاد اون از من خیلی پولدار تر است
الان اصلا حوصله ی حرف زدن باهاشو ندارم ایششش
هه سو دوباره میره به پارتی و یگوشه خیلی ساکت میشینه
ته ها اون دختر رو ول میکنه و میره پیش هه سو میشینه
هه سو صورتشو پایین میندازه تا ته ها رو نبینه
ته ها:از من ناراحتی هه سو؟
ببخشید اگه کار بدی کردم کا باعث شدم تو ناراحت شی
هه سو پاسخی نمیدهد
ته ها:امم...بیا باهم برقصیم
هه سو بازم پاسخی نمیدهد
ته ها دست هه سو رو میکشد و باهاش میرقصه
هه سو:هوی مردک عوضی داری چیکار میکنی
ته ها:هیچی فقط دوست دارم باهات برقصم
هه سو:اون دختره بود
میرفتی با اون میرقصیدی دیگه
(ته ها پوزخندی میزند و میفهمد که هه سو از این ناراحت شده است)
..........
لایک یادتون نره❤💖
پارت(13)
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(هه سو به ته ها زنگ میزنه)
هه سو:بیا دنبالم من آماده شدم
ته ها:باشه الان میام
ته ها اینارو تو فکرش میگه:کاش میتونستم سریع تر باهاش برم تو رابطه
خیلی ازش خوشم اومده
شاید امشب بتونم دلشو به دست بیارم
(ته ها رسید دم خونه ی هه سو)
ته ها زنگ میزنه به هه سو:الو خانم کوچولو من دم در خونتم بیا پایین
هه سو:باشه اومدم
ته ها زل میزنه به هه سو و نمیتونه چشم رو از روش برداره از بس خوشگل شده
هه سو:چیه چرا زل زدی به من
ته ها:هیچی فقط خیلی خوشگل شدی
هه سو: مرسی
(لپ های هه سو سرخ میشود از خجالت)
آن دو سوار ماشین میشوند
هه سو تو ذهنش میگه:وای ته ها همیشه خوشتیپه الان خیلی خوشتیپ تر شده
وای خیلی جذاب شدهههه
ته ها:بنظر میاد حالت خوب نیست؟میخوای برگردیم
هه سو:نه حالم خوبه
(هه سو ته ها به پارتی میرسند)
دوستای ته ها:وای سلام رئ...
ته ها نگاه چپ بهشون میکنه
سلام ته ها حیحی
سلام خانم
هه سو:سلام
میتونید هه سو صدام کنید
مین جونگ :چشم خانم هه سو
مین جونگ:خوب بیاید بریم خوش بگذرونیم
(آنها رفتن داخل جایی که پارتی گرفتن)
ته ها رفت یه لیوان مشروب برداشت خورد
هه سو اینارو تو ذهنش میگه:*وای اصلا از اینجور جاها خوشم نمیاد نمیدونم برا چرا اومدم
یکی نیست بگه چرا اومدی آخه*
ته ها:هه سو مشروب میخوری
هه سو :نه ممنون
ته ها: یه لیوان بخور
هه سو:باشه
(مجبور شد بخوره)
هه سو فقط یه لیوان نخورد کلی مشروب خورد
ته ها:هی هه سو تو که میخواستی مشروب نخوری(ته ها پوزخندی زد)
هه سو با اعصبانیت ته ها رو نگاه کرد
ته ها رفت با یه دختری برقصه
هه سو وقتی دید که ته ها رفته با یکی دیگه خیلی ناراحت و اعصبانی میشه و از از اون خونه ی قصر مانند که توش پارتی گرفتن میاد بیرون
کیفش را پرت میکند
هه سو:مگه اون از من خوشش نمیومد
چرا پس با یه دختر دیگه رقصید
شاید بخاطر یچیز دیگه به من میخواد نزدیک شه
بخاطر پول؟من که پولی ندارم زیاد اون از من خیلی پولدار تر است
الان اصلا حوصله ی حرف زدن باهاشو ندارم ایششش
هه سو دوباره میره به پارتی و یگوشه خیلی ساکت میشینه
ته ها اون دختر رو ول میکنه و میره پیش هه سو میشینه
هه سو صورتشو پایین میندازه تا ته ها رو نبینه
ته ها:از من ناراحتی هه سو؟
ببخشید اگه کار بدی کردم کا باعث شدم تو ناراحت شی
هه سو پاسخی نمیدهد
ته ها:امم...بیا باهم برقصیم
هه سو بازم پاسخی نمیدهد
ته ها دست هه سو رو میکشد و باهاش میرقصه
هه سو:هوی مردک عوضی داری چیکار میکنی
ته ها:هیچی فقط دوست دارم باهات برقصم
هه سو:اون دختره بود
میرفتی با اون میرقصیدی دیگه
(ته ها پوزخندی میزند و میفهمد که هه سو از این ناراحت شده است)
..........
لایک یادتون نره❤💖
- ۱۳.۶k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط