{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم،که میترسم

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم،که میترسم

به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
دیدگاه ها (۶)

رتبه ای هرگز ندیدمبهتر از افتادگی،هرکه خود را کم ز ما میداند...

جمعه ها در دل من شور عجیبی بر پاست منتظر تا خود شب، خیره به ...

‏گشتم خریدار غمت، حیران به بازار غمت، جان‌داده در کار غمت...

در تماشایِ "تو" از بس کرده‌ام قالب تهیهر که می‌بیند مرا بی ج...

یاد باد آن روزگاران یاد باد...میدانم دیگر نمی‌آید‌‌ ...اما ه...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط