Part
Part:196
لورا : ب...باشه..س...سو..بین
الکس : نوچ خانوم سوبین
لورا : خ...خانوم...سو..سوبین...مع...معذرت...میخوام
سوبین : اوه خب شاید بتونم قبول کنم ولی سری بعد نمیتونم ببخشم اوکی
لارا : خب
لورا : خانوم لارا معذرت میخوام
لارا : هرچند کارایی که کردی رو مخه ولی باشه
لورا : ممنون(بغض)
ته : لارا
لارا : چیه
ته : منو ببخش نمیدونستم اینجوری میشه
لارا : جدی؟
ته : لارا
لارا : هنوز با تو کار دارم
کوک : اوه کیم کارایی که کردی با یه ببخشید ساده حل نمیشه
ته : هعی تو مثلا رفیقمی ازم حمایت کن
کوک : برو بابا ناز منم باید بکشی
ته : دیگه چی
هانی : کوک عزیزم؟
کوک : چیه راس میگم
لارا : یه لحظه
کوک : چیه داش
لارا : لورا تا فردا ظهر از اینجا رفته باشی وگرنه جنازت میره اوکی
آجوما : ا..اما
لارا : میخوای باهاش برو هوم
لورا : ب...باشه..س...سو..بین
الکس : نوچ خانوم سوبین
لورا : خ...خانوم...سو..سوبین...مع...معذرت...میخوام
سوبین : اوه خب شاید بتونم قبول کنم ولی سری بعد نمیتونم ببخشم اوکی
لارا : خب
لورا : خانوم لارا معذرت میخوام
لارا : هرچند کارایی که کردی رو مخه ولی باشه
لورا : ممنون(بغض)
ته : لارا
لارا : چیه
ته : منو ببخش نمیدونستم اینجوری میشه
لارا : جدی؟
ته : لارا
لارا : هنوز با تو کار دارم
کوک : اوه کیم کارایی که کردی با یه ببخشید ساده حل نمیشه
ته : هعی تو مثلا رفیقمی ازم حمایت کن
کوک : برو بابا ناز منم باید بکشی
ته : دیگه چی
هانی : کوک عزیزم؟
کوک : چیه راس میگم
لارا : یه لحظه
کوک : چیه داش
لارا : لورا تا فردا ظهر از اینجا رفته باشی وگرنه جنازت میره اوکی
آجوما : ا..اما
لارا : میخوای باهاش برو هوم
- ۸.۱k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط