{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#چرا -من

#چرا -من

Part18

ویو نویسنده

بعد از ناهار آت رفت تو اتاق و زنگ زد به جنی و گفت

آت سلام عشقم
.جنی سلام عشقم کجایی

آت جنی میای بریم بیرون

جنی کجا

آت خونه ی کوک بریم موتور سواری

جنی باشه ولی موتورا مون خونه‌ی تو

آت کیلیدش دسته

جنی بابات

آت اسکل بابام نمیدونه من خونه دارم راحتم هم لباس هم موتور اونجاست بیا دنبالم یه لباس بپوش شک نکنن بعد بریم پیست

جنی حله من یکی ساعت دیگه میام

آت بوس بهت من حاضر میشم خدافظ

جنی باییییی


آت جنییییی


جنی چیه یادم رفت بگم تو به لینو زنگ بزن منمدبه هیون جین باهم بریم اوکی

جنی اوکی ( تماس قطع شد)

ویو آت

به هیون جین زنگ زدم و گفتم که اونم بیاد پیست واسه موتور سواری بعد خودم رفتم میکاپم رو انجام دادم و لباسم رو پوشیدم(عکس میدم)

ویو کوک

داشتیم با هم حرف می‌زدیم درباره یک باند که جنی اومد و گفت

جنی سلاااااااااااام خرگوش کوچولو

کوک من کوچولوم یا تو

جنی حالا هرچی آت کجاست

کوک چیکار داری

جنی می‌خوایم بریم بیرون

کوک بالا اتاق در سفیده

جنی بای بای خرگوش( فرار کرد)

کوک جنی تو فقط بیا پایین

ویو جنی

وایییی اون پسره می بود چه خوشگل بود وایییییییی( تهیونگ رو میگه) خوش بحاله دوست دخترش ولش کن درزدم و آت جواب داد رفتم تو

جنی آت حاضری

آت چرا که نه بزن بریم

جنی بریم

ویو ته

اون آبجی کوک بود وایییییییی چه کیوت بود اوخدا خوش باحاله دوست پسرش ما که از این شانسا نداریم

ویو کوک

خونه تو سکوت بود که با خنده های جنی و آت شکست یکم دقت کردم که دیدم هم لباس جنی خیلی بازه هم آت

کوک لباست تون خیلی باز نیست

ته راس میگه فکر کنم بیرون رفتن تون واسه امروز کنسل بشه بهتره

آت ته خفه شو دادشمی اوکی ولی نیاز نیست بگی من چی بپوشم چی بپوشم

جنی منم با همین حال میکنم مشکل دارم خودتون مشکلتون رو حل کنید

کوک باشه پس با چند تا با دیگارد می‌رسد

آت نه

جنی نه خودمون میتونیم بریم

کوک باشه ولی از این به بعد نیاید اینجوری بپوشید

آت باشه میری (کیوت )

جنی اوکی ما بریم دیگه

کوک ساعت چند می‌آید

جنی نمی‌دونم

کوک قبل ساعت نه خونه باشید

اگه شد باشه

ویو نویسنده

جنی و آت رفتن خونه ی آت و لباست شوند رو عوض کردن (عکس میدم) و موتور هاتون رو هم برداشتن و رفتن به پیست و اونجا لینو و هیچنحین رو هم دیدم و باهم مسابقه دادن تو اولین دور هیونجین اول شد آت دوم شد لینو سوم شد و جنی چهارم بعد از چهار دور آت و هیون جین بردن و جنی باخت که قرار بود هرکس ببازه همه رو ببره رستوران که دیگه ساعت هشت شب شده بود


ویو کوک

بعد از اینکه آت رفت من هم رفتم باند و اونجا فیلیکس زنگ زد و گفت که بریم رستوران و اونجا حرف بزنیم منم قبول کرد قرارمون واسه ساعت هشت بود رفتیم اونجا و شروع کردیم به حرف بچزدم
دیدگاه ها (۰)

بچه ها این داره جونکوک رو تلسم می‌کنه

#چرا-من PART-2جانگ :باید بری من برای شرکتم هرکاری میکنم(بادا...

#چرا -منPart17کوک چی من جیمن آره تو حالا هر کاری میتونی بکن ...

آت :باشه بریم فقط میشه منو بزاری زمین کوک :نه آت :به داداشم...

#چرا-من PART-1(ویو آت)صبح ساعت ۷بیدار شدم دست و صورتم رو شست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط