{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانم از شعرهای من خوشت نمی‌آید .

می‌دانم از شعرهای من خوشت نمی‌آید .
می‌گفتی :
«شعرت استخوان ندارد. قافیه و ردیفش کو ؟!»
حالا ویرانی‌ام را می‌بینی .
تو ، قافیه و ردیفِ زندگی‌ام بودی .

این شعر نیست ؛
خونِ دهانِ توست که بند نمی‌آید ..
دیدگاه ها (۱)

sᴍɪʟᴇ ᴇᴠᴇɴ ᴛʜᴏᴜɢʜ ʏᴏᴜ'ʀᴇ sᴀᴅ «ابتسمْ حتى لو كنت حزيناً»لبخند...

پاییزِ جان که پایش را به زندگی‌ام می‌گذارد ، بیشتر از همیشه ...

كسی چه می‌داند ؟شايد همه‌ی آرزوهای ما همين طورند ! شايدم تما...

عالیجناب شعرهایمـهیچ میدانیعاشقے باخیالتڪار هروز من است ڪه پ...

تلاوت آیه ۱۱۶ سوره مبارکه مائده

part ⁷-تازه خیلی کارا هست که نکردیم +اوکی اوکی (سریع و خجالت...

پارت 6پادشاهی اژدها‌نمایان + مادر جنده_نگهبان کناری زانوش و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط