~𝐇𝐔𝐍𝐓𝐄𝐑~

~𝐇𝐔𝐍𝐓𝐄𝐑~
*شـــکــارچـــی*
#پارت2
سئول 3 اپریل ساعت 12:00شب
امشب یکی دیگه از شب هایی بود که اجرا داشت.موهای ابیش رو مرتب کرد و نقاب سفیدش رو زد و رفت به سمت محل اجراش.امشب توی یکی از بار های معروف اجرا داشت.
رسید و تهیونگ رو دید که دم در منتظرش بود و ومثل همیشه کت مخصوصش رو پوشیده بود و کلی عطر زده بود اماده شده بود برای اجرا.جیمین دست تکون داد و به سمتش رفت.
+((سلام.دیر رسیدم؟))
-((نه به موقع رسیدی))
به جیمین نگاه کرد و گفت:((جیمین...من شنیدم که بعضی از افراد موفیا میان اینجا...میگم...حواستو خوب جمع کن تو دردسر نیوفتی.))جیمین سر تکون داد و گفت:((میدونم.ممنون از نگرانیت.))
تهیونگ لبخند زد و باهم از در پشتی که مخصوص کسایی که برای اجرا میرن بود وارد شدن.
توی اتاق گریم همه درحال اماده شدن بودن.وقتی همه حاضر شدن روی صحنه رفتن.جیمین کمی استرس داشت چون تاحالا جایی نرفته بود که موفیا ها هم میرن.
-------------------------------------------------
امشب مثل همیشه جلسه شورای موفیا و جانشین هاشون بود.بعد از جلسه جونگ کوک و یونگی از اتاق خارج شدن و به سمت ماشین هاشون رفتن.جونگ کوک گفت:((هی یونگی!نمیای امشب باهم بریم بار؟شنیدم امشب یه گروه جدید هم اجرا میکنن.))یونگی چون امشب اعصابش بخاطر جلسه خورد بود و به استراحت نیاز داشت گفت:((اوکی میام.))سوار ماشین هاشون شدن و جونگ کوک جلو رفت و یونگی پشت سرش و به سمت بار رفتن.
دیدگاه ها (۰)

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط