𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 9
مینجه چند لحظه به جین خیره شد
مینجه:من قبلا گفتم اون شب اونجا نبودم
جین صندلی رو جلو کشید و روبروش نشست
جین:پس ماشینت اونجا چیکار میکرد
مینجه:ماشینم دست یکی از دوستام بود
جین:اسمش
مینجه چند لحظه سکوت کرد
مینجه:یادم نیست
جین اخم کرد
جین:یعنی نمیدونی ماشینت رو به کی دادی
مینجه:اون شب عصبانی بودم و حواسم نبود
جین پرونده رو روی میز گذاشت
جین:عجیبه چون دوربین نشون میده ماشینت چند دقیقه نزدیک محل پیدا شدن اِما توقف کرده
مینجه چیزی نگفت
جین:یه بار دیگه میپرسم
جین کمی به جلو خم شد
جین:اون شب کجا بودی
مینجه نفس عمیقی کشید
مینجه:خونه بودم
جین:تنها
مینجه:بله
جین چند ثانیه بهش نگاه کرد
جین:پس چرا از وقتی وارد این اتاق شدی حتی یه جواب درست بهمون ندادی
مینجه جوابی نداد
همکار جین برگه ای رو روی میز گذاشت
همکار:اینم گزارش تماس های تلفنیش
جین برگه رو برداشت
چشمش روی یکی از شماره ها ثابت موند
جین:این شماره مال کیه
مینجه سریع نگاهش رو به برگه انداخت
مینجه:نمیدونم
جین:دیشب قبل از حادثه چند بار با این شماره تماس داشتی
مینجه برای چند لحظه ساکت موند
جین:بازم میخوای بگی نمیدونی
مینجه سرش رو پایین انداخت
مینجه:من فقط باهاش حرف زدم
جین:درباره اِما
مینجه چیزی نگفت
جین جوابش رو فهمید
جین:پس اِما رو قبل از اون شب میشناختی و درباره اش با یه نفر دیگه هم صحبت کردی
مینجه:من کاری باهاش نداشتم
جین:پس چرا اینقدر میترسی حرف بزنی
مینجه سرش رو بلند کرد
مینجه:چون اگه همه چیز رو بگم ممکنه یه نفر دیگه هم به دردسر بیفته
جین چند لحظه ساکت موند
جین:کی
مینجه به جین نگاه کرد اما چیزی نگفت
همون لحظه گوشی جین زنگ خورد
جین گوشی رو برداشت
جین:بله
همکارش از پشت تلفن با عجله حرف میزد
همکار:رییس کیم یه نفر دیگه پیدا کردیم که شب حادثه اِما رو دیده
جین از جاش بلند شد
جین:کجاست
همکار:همین الان داریم میاریمش اداره
جین نگاهی به مینجه انداخت
جین:هیچکس باهاش حرف نزنه تا من برگردم
مینجه با نگرانی نگاهش کرد
انگار از چیزی که قرار بود این شاهد بگه بیشتر از همه میترسید
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 9
مینجه چند لحظه به جین خیره شد
مینجه:من قبلا گفتم اون شب اونجا نبودم
جین صندلی رو جلو کشید و روبروش نشست
جین:پس ماشینت اونجا چیکار میکرد
مینجه:ماشینم دست یکی از دوستام بود
جین:اسمش
مینجه چند لحظه سکوت کرد
مینجه:یادم نیست
جین اخم کرد
جین:یعنی نمیدونی ماشینت رو به کی دادی
مینجه:اون شب عصبانی بودم و حواسم نبود
جین پرونده رو روی میز گذاشت
جین:عجیبه چون دوربین نشون میده ماشینت چند دقیقه نزدیک محل پیدا شدن اِما توقف کرده
مینجه چیزی نگفت
جین:یه بار دیگه میپرسم
جین کمی به جلو خم شد
جین:اون شب کجا بودی
مینجه نفس عمیقی کشید
مینجه:خونه بودم
جین:تنها
مینجه:بله
جین چند ثانیه بهش نگاه کرد
جین:پس چرا از وقتی وارد این اتاق شدی حتی یه جواب درست بهمون ندادی
مینجه جوابی نداد
همکار جین برگه ای رو روی میز گذاشت
همکار:اینم گزارش تماس های تلفنیش
جین برگه رو برداشت
چشمش روی یکی از شماره ها ثابت موند
جین:این شماره مال کیه
مینجه سریع نگاهش رو به برگه انداخت
مینجه:نمیدونم
جین:دیشب قبل از حادثه چند بار با این شماره تماس داشتی
مینجه برای چند لحظه ساکت موند
جین:بازم میخوای بگی نمیدونی
مینجه سرش رو پایین انداخت
مینجه:من فقط باهاش حرف زدم
جین:درباره اِما
مینجه چیزی نگفت
جین جوابش رو فهمید
جین:پس اِما رو قبل از اون شب میشناختی و درباره اش با یه نفر دیگه هم صحبت کردی
مینجه:من کاری باهاش نداشتم
جین:پس چرا اینقدر میترسی حرف بزنی
مینجه سرش رو بلند کرد
مینجه:چون اگه همه چیز رو بگم ممکنه یه نفر دیگه هم به دردسر بیفته
جین چند لحظه ساکت موند
جین:کی
مینجه به جین نگاه کرد اما چیزی نگفت
همون لحظه گوشی جین زنگ خورد
جین گوشی رو برداشت
جین:بله
همکارش از پشت تلفن با عجله حرف میزد
همکار:رییس کیم یه نفر دیگه پیدا کردیم که شب حادثه اِما رو دیده
جین از جاش بلند شد
جین:کجاست
همکار:همین الان داریم میاریمش اداره
جین نگاهی به مینجه انداخت
جین:هیچکس باهاش حرف نزنه تا من برگردم
مینجه با نگرانی نگاهش کرد
انگار از چیزی که قرار بود این شاهد بگه بیشتر از همه میترسید
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۴۸۵
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط