{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود

یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود

شب من موی تو و روز خوشم روی تو بود


| صائب تبریزی |
دیدگاه ها (۱)

گاهی بغل کن وسعت تنهایی ات را ... گاهی ، "وفاداری" به جز ...

میخزم کنج تو و در وسعتت گم میشوم... جان پناهم میشوی هرگاه می...

مثل افتادن در یک گودال عمیق، سقوط از یک ساختمان پنج طبقه، ...

او شاخه گلی لای کتاب، اما من... از ماه پلی به آفتاب اما من....

یاد آن جلوه ی مستانه کی از دل برود؟این نه موجی است که ازخاطر...

به یاد تو شب روز نفس میکشم زندگیم ❤❤❤❤❤❤❤❤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط