{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
کاش میدانستی
زنی که بغض داشت
شانه هایِ تو را کم داشت
کاش میدانستی
زنی که نیاز نوازش داشت
دست هایِ تو را کم داشت
کاش میدانستی
زنی که هزار قصه برای گفتن داشت
یک شب دیگر کنار تو را کم داشت
کاش میدانستی
زنی که دل رفتن نداشت
آغوش تو را کم داشت
کاش میدانستی
آن زن
من بودم....
.
.
.
نیکو فیروز کوهی
دیدگاه ها (۸)

سالی کہ بر مـــــن و تـــــو گذشت ...فقط سیصد و شصت و پنج رو...

من و تو مبهوت مادرقحبگیه این دنیا شدیم...و دستانمان تار عنکب...

همه چیز از *هیچ* شروع شدمن به هیچ شعری ایمان نداشتمتو به هیچ...

کاش....ما هم با هم مذاکره کنیمدو جانبه!!تو جانب قلب مرا بگیر...

عشق اجباری ......پارت ۱۷ و اخر

عشق اجباری.....پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط