{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتماد | اینتیظار حساین

اعتماد | اینتیظار حساین

اثری از:Intizar Hussain مهشید شریفیان



بر ما چنان رفت
که دیگر به انگشتانمان هم اعتمادمان نبود
آنجا که پس از هر بار شمارش
همیشه یکی از ما کم بود.
دیدگاه ها (۲)

گمشدهایافت میشوندبهمان شیرینی یافتنشان ؟

خوب بخوابی خورشید ...دختر عصای دست بابا ..

این شعرمن بی قافیه است : وتنها از آن ِ«اوست ».همه ی مقصود من...

Rose-maiden, no, I do not quarrelWith these dear chains, the...

شگفتی هزار ساله ای از دل تاریخ...

خوشحالی میتونه بر تاریکی پیروز بشه حتی اگر کم باشه ، ولی یکی...

یکی‌ می‌گفت یه یارویی رو دوست داشتم. اولش خیلی خوب بود باهام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط