{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانستم که حال و روزم را می‌بینی و با وجود آنکه می‌توان

می‌دانستم که حال و روزم را می‌بینی و با وجود آنکه می‌توانی نجاتم دهی از من عبور می‌کنی. می‌دانستم و رنجی دو چندان می‌کشیدم می‌دانستم و آرزوی ندانستن می‌کردم.
~ناپلئون
دیدگاه ها (۰)

توی آیینه کسيُ دیدم با چشمای گود، صورتِ لاغر، هرچي ميگفتمُ ت...

مرگ، چاقویش را کنار گذاشت، و با پوزخندی در گوشم گفت: آن قدر ...

این روزا نیاز دارم به یکی که بغلم کنه....یکی مثل پارک جیمین(...

جوری که ایو رو دوست دارم قابل توصیف نیست:)...تازه جالبیش این...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

ستاره پوش مخملی حس گناه از زبان آنتونی part45

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط