{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻫﻨﻮز اﮔﺮ ﺗﻮ ﺑﯿﺎﯾﯽ

ﻫﻨﻮز اﮔﺮ ﺗﻮ ﺑﯿﺎﯾﯽ
دوﺑﺎرﻩ ﻣﯿﺸﻮم آﻏﺎز
اﮔﺮ ﭼﻪ ﺧﺴﺘﻪ‌ﺗﺮ از آﻓﺘﺎب
ﺑﺮ ﻟﺐ ﺑﺎﻣﻢ...!
دیدگاه ها (۱)

نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دستچشم و دل هر دو به رخسار...

ابری نیست بادی نیستمی نشینم لبِ حوضپرم از راه ،از پل ،از رود...

تار و پود هستی ام بر باد رفت؛اما نرفتعاشقی ها از دلم،دیوانگی...

بیا که نوبت صلح است و دوستی و عنایتبه شرط آن که نگوییماز آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط