{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"رمان برای آخرین بار "

"رمان برای آخرین بار "
"مشخصات یور"
جنگ سرد بین اوستانیا و وستالیس پدر و مادرش رو ازش گرفت اون فقط یه بچه بود و باید از داداش کوچولوش محافظت می کرد آخرین حرفای مادرش هنوز یادشه
مادر یور:  اون * های...عوضی!! .... تچ.... عزیزم .... ازشون ... انتقام بگیر .........
یور باز خواب مادرشو دیده بود ....
(ادامه در رمان)






بسه دیگه خیلی اسپویل شد 🗿



بریم سراغ مشخصات یور خوشگلمون🐣🎀


یور یه مامان فوق العاده و مهربون برای آنیاست :)
(اوخیی یور گوگولی🐣🎀) و از اون طرف هم تلاش میکنه که همسر خوبی برای لوید باشه و یه هدف مخفی داره که حتی آنیا هم در موردش چیزی نمی دونه(ولی من میدونم هاهاهاهاهاهاها 🗿🤣🤘) یور چند وقته که یه حسایی به لوید داره (اونم یه حسایی به تو داره یور عزیز🍅💖😈) یور داره به کمک کامیلیا، همکارش سعی میکنه که آشپزیش بهتر بشه و باید بگم الان بلده چند تا غذای خیلی خیلی خوب و خوشمزه بپزه 💃💃💃💃💃💃💃💃 نایس :)
یور خوشگلمون قدرتمند و خفنه و هر کی آنیا رو ناراحت کنه یا باعث گریه کنه ، تیکه تیکه اش میکنه😍💅
ایشون پرنسس تیغه و همیشه بهترین بین همکاراشه و همیشه میترسه لوید و آنیا هویتش رو بفهمن و دیگه دوستش نداشته باشن



خوب سیسیاااا بله دیگه زیاد شد بریم سراغ علایق و تنفرات یور💞




علایق یور عزیز : گرفتن جون بقیه ، وقت گذروندن با آنیا ، بازی با آنیا ، خرید با آنیا ، حرف زدن با آنیا ، اینکه از نظر بقیه عادی به نظر بیاد و بقیه نفهمن که اون یه آدمکش و قاتل حرفه ایه، آنیا رو خیلی دوست داره ، همسر خوبی بودن واسه لوید ، خود لوید ، پیدا کردن دوست، وقت گذروندن با میلیندا رو دوست داره و اصلا از حرف زدن باهاش خسته نمیشه (در و تخته به هم رسیدن🤣🤝🤣) ، سفر رفتن ، گل چیدن ، مبارزه تک به تک با خرس🗿😂، بوی خون ندادن ، (همه رو تیکه تیکه میکنی خواهرم اون وقت میخوای بوی خون هم ندی 🗣🗿🤣) ، تیکه تیکه کردن افراد ، درست کردن شیرینی، کمک به آنیا تو درساش(اوخی💝💋) ، رسیدن به هدف مخفیش به جز خودش کسی دیگه نمی دونه، بردن آنیا و باند به پارک ، دیدن لبخند زدن آنیا ، دوست داره مادر خوبی باشه ،

دوست داره ازدواجش با لوید واقعی بشه💖🎀🗿





بستونهههه




بریم سراغ تنفراتش






تنفرات یور: این که کسی بفهمه کیه ، میترسه که همسایه هاشون بهشون شک کنن و اونا رو به اطلاعات معرفی کنن ، دردسر درست کردن واسه لوید ( عزیزم تو دردسر نیستی تو نعمتی 🎀💅) ، اینکه داداش کوچولوش ( یوری بیشتر از ۲۰ سالشه کوچولو؟! ) بفهمه که ازدواجش با لوید واقعی نیست ، جدا شدن از خانواده اش ؛ همیشه دوست داره کنار اونا باشه و با اونا وقت بگذرونه ، این که نتونه برای آنیا هر کاری از دستش بر میاد انجام بده و واسش مادر خوبی نباشه ؛ میخواد همیشه پشت و پناه آنیا باشه ، از هر کسی که اشک آنیا رو در بیاره متنفره (به همون چیزی که من فکر میکنم فکر میکنی ؟😂)
اینکه کسی لوید رو ازش بگیره ("شاید اتفاق بیفته ")








خب دیگه عسلیا ایده ندارم بقیه شو خودتون میدونید دیگه















بای بای تا مشخصات بعدی
دیدگاه ها (۳)

رمان "برای آخرین بار " "مشخصات لوید "تابستان بود یه روز آفتا...

بالاخره پیدات کردم دازای 😂🗿🚬

نمیدونی تو که عاشق نبودی....

اسم رمان : برای آخرین بار "مشخصات آنیا "آنیا یه دختر بچه ۳ س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط