{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته از تکرارهایم ماه پیشانی من

خسته از تکرارهایم ماه پیشانی من
اشک میخواهم ببارم ابر بارانی من

شاعرم,گیجم, بداخلاقم پراز دلواپسی
باید از درمان بگویم دردِ پنهانی من

کوچه کوچه دربه در,اینجا به دنبال توام
خسته ام از آسمان ای روح انسانی من

لحظه لحظه بدترم از روزهای قبل خویش
کاش از چشمم بخوانی حال طوفانی من

بیت بیت این غزلهایم به خون آغشته است
دم به دم فریاد شو ای بغض زندانی من

من برای حالِ ناجورم دلیل آورده ام
دورم از تو, من غریبم حالِ عرفانی من

واژه واژه بی کسی در دفترم جاری شده
بیخیال غصه و این شکلِ حیرانی من...
دیدگاه ها (۱)

نفسم کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودید...

بر بوم دل تنگ خودم آه کشیدم در فکر تو بودم که رخ ماه کشیدم.....

چشمهایت روزگارم را پریشان کرده استاین عمارت را نگاهت سخت ویر...

هیس !!حالم خوب است .خوبه خوب از آن خوب هایی که وقتی میگویم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط