خسته از تکرارهایم ماه پیشانی من
خسته از تکرارهایم ماه پیشانی من
اشک میخواهم ببارم ابر بارانی من
شاعرم,گیجم, بداخلاقم پراز دلواپسی
باید از درمان بگویم دردِ پنهانی من
کوچه کوچه دربه در,اینجا به دنبال توام
خسته ام از آسمان ای روح انسانی من
لحظه لحظه بدترم از روزهای قبل خویش
کاش از چشمم بخوانی حال طوفانی من
بیت بیت این غزلهایم به خون آغشته است
دم به دم فریاد شو ای بغض زندانی من
من برای حالِ ناجورم دلیل آورده ام
دورم از تو, من غریبم حالِ عرفانی من
واژه واژه بی کسی در دفترم جاری شده
بیخیال غصه و این شکلِ حیرانی من...
اشک میخواهم ببارم ابر بارانی من
شاعرم,گیجم, بداخلاقم پراز دلواپسی
باید از درمان بگویم دردِ پنهانی من
کوچه کوچه دربه در,اینجا به دنبال توام
خسته ام از آسمان ای روح انسانی من
لحظه لحظه بدترم از روزهای قبل خویش
کاش از چشمم بخوانی حال طوفانی من
بیت بیت این غزلهایم به خون آغشته است
دم به دم فریاد شو ای بغض زندانی من
من برای حالِ ناجورم دلیل آورده ام
دورم از تو, من غریبم حالِ عرفانی من
واژه واژه بی کسی در دفترم جاری شده
بیخیال غصه و این شکلِ حیرانی من...
- ۴۳۶
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط