{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چـند ساعتی با هم بودیم

چـند ساعتی با هم بودیم
مـــــن به تـــــو نگاه میکردم…
و تــو به ساعتت
تـو قــرار داشتی و من بـــی قراری …
دیدگاه ها (۲)

ســر سـوزنـی اگــر مــــرا می خـواست زمیــن و زمــان را به ه...

گفتم نـرو نمیتونی فراموشم کنیبرگشــت نـگــام کردگفتم دیدی نم...

میگن پُشت سر مسافر آب بریزی برمیگردهاشــک که از آب زلال تره ...

انتظارش هم قشنگه...

◍⃟♥️ꕥ࿐انــتظار گاهی قـشنگ استوقـتی که می دانییعنی دلــت مطمئ...

بعد چن ماه آمدم با ی ترجمهچرا همه‌ش ب ساعتت نگاه می‌کنی انکا...

هر بژی کورد✌️ما تو کوردی نمیگیم • قوربونت برممیگیم ﮼بە قوورب...

تو قصه زندگي همه آدم ها يكي بوده و هست

تو قصه زندگي همه آدم ها يكي بوده و

وای من سره این لباسش اینطوری بودم که اون چند تا دکمه بی صاحا...

⁨⁨‌آخر قرار زلف تو با ما چنین نبودای مایهٔ قرار دل بی‌قــرار...

پزشکیان: ما بچه که بودیم پنکه نداشتیممجری: آخه آذربایجان خنک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط