{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم
سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم
آبی آبی
آبی به رنگ دریا و نا گهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که
سر تا پایش زرد بود
زرد ، مثل نور
من شنا نمی دانستم
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم ..
و غرق شدم
در دریایِ آبی بیکران رویاها
و کابوسها !
#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۴)

دل کوچک دخترانم گرفته بود رفتم پشت بوم هوا خوری:| در دسشویی ...

:(

من را به من برگردان...

شـمام نصفـه شب بالشتتون رو بر عکس میکنین؟خعلـی حال میده لامص...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

سناریو توکیو ریونجرز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط