{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم
سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم
آبی آبی
آبی به رنگ دریا و نا گهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که
سر تا پایش زرد بود
زرد ، مثل نور
من شنا نمی دانستم
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم ..
و غرق شدم
در دریایِ آبی بیکران رویاها
و کابوسها !
#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۴)

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پا...

آن روزها من به سلیقه کسی کهدوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پای...

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پا...

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پا...

"آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پ...

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پا...

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پا...

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتمسر تا پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط